Jadoogare Dehkade Sabz

روزی روزگاری پيرمردی در دهكده‌ی سبز زندگی می‌كرد. او عاشق طبيعت بود ولی اهالی دهكده زباله می‌ريختند و طبيعت زيبا را آلوده می‌كردند. او هر روز گونی به دست در جاده راه می‌افتاد و زباله‌ها را جمع می‌كرد. پيرمرد از جمع كردن زباله‌ها خسته شده بود كه ناگهان…

(343 بازدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *