رفتن به محتوای اصلی

قصه‌ی بادکنک غمگین چطور خوشحال شد؟

من یک بادکنک غمگینم. قرار بود یک بادکنک معمولی باشم ولی مدتی است که خیلی ناراحتم. اصلا حال و حوصله‌ی هیچ چیز را ندارم. بادم خالی شده و نخی که به من بسته بودند، گره خورده است.

بادکنک‌های دیگر هم نگران من هستند و هرکدام سعی دارد یک طوری به من کمک کند.

 

با مطالعه‌ی این کتاب، کودکان پابه پای بادکنک افسرده با مشکلات و مسائل او آشنا می‌شوند و روش‌های مقابله با افسردگی را می‌آموزند.

برای این نوشته 2 نظر ثبت شده است

  1. سلام.بسیار ممنون از قصه های خوب و امکانی که فراهم کردید برای دانلود رایگان قصه های صوتی.
    نظری که داشتم در مورد ابتدای هر قصه هست.اون قسمتی که خانم گوینده میگن:قصه هاای شببببب بااا کتااابهااای نردبااان!😅
    پسر ۴ سال و نیمه من با این قسمت مشکل داره و میگه وحشتناکه‌.همون چند لحظه احساس ترس سراغش میاد.فکر میکنم شاید این حالت برای بچه های کوچیک دیگه هم پیش بیاد.ازتون ممنون میشم اگر تغییری بدید تو این قسمت قصه های صوتی🙏🌷

    1. سلام
      حتما نظر شما رو به بخش رادیو نردبان منتقل خواهیم کرد.

      سپاس از توجهتان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگشت به بالا
سبد خرید
  • هیچ محصولی در سبدخرید نیست.