رفتن به محتوای اصلی

قصه‌ی تو همیشه دوست منی

خواهری خرسی و لیزی با هم خیلی صمیمی بودند. با هم عروسک‌بازی و دوچرخه‌سواری می‌کردند. آن‌ها دوستان خوبی برای هم بودند تا این‌که سوزی به شهر آن‌ها آمدو با بچه‌خرس‌ها دوست شد ولی خواهرخرسی خیلی بیشتر با او وقت می‌گذراند و کم‌کم لیزی از دست آن‌ها ناراحت شده بود تا این‌که یک روز…

برای این نوشته 2 نظر ثبت شده است

  1. با عرض ادب و احترام
    موضوعات حساب شده ومحتوای مفید کتاب های این نشر جای تحسین داره
    از تیم خوش فکر نردبان سپاسگزارم
    و پیشنهادی داشتم
    باتوجه به سرامد بودن کتاب های نردبان , گوینده قصه ها و پادکست ها هم اگر با صدای گیرا تر , جذاب تر و با طمانینه بیشتری مطالب رو روایت کنند,تاثیرگذار تر خواهد بود و برازنده تر برای این نشر پیشرو
    با سپاس و ارزوی موفقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگشت به بالا
سبد خرید
  • هیچ محصولی در سبدخرید نیست.