مهارت همدلی در کودکان را چگونه پرورش دهیم؟

# تاریخ انتشار 1405/04/27
# 29 بازدید
# مدت زمان مطالعه 7 دقیقه
empathy-skills-in-children

حتماً این جمله را شنیده‌اید که «قبل از قضاوت کردن کسی، یک مایل با کفش‌های او راه برو». این جمله دقیقاً قلب مفهوم همدلی است.

همدلی یعنی توانایی آگاه بودن از احساسات دیگران و تصور کردن اینکه اگر جای آن‌ها بودیم، چه حسی داشتیم. به بیان دقیق‌تر، همدلی یعنی توانایی تشخیص دادن، درک کردن و در احساسات و افکار یک فرد، حیوان یا حتی شخصیت داستانی دیگر سهیم شدن.

همدلی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های دوستی‌ها و روابط سالم است. این مهارت باعث کاهش تعارض و سوءتفاهم می‌شود و به رفتارهای کمک‌کننده، مهربانی، و حتی موفقیت بیشتر در زندگی منجر می‌شود.

نکته‌ی مهمی که باید بدانیم این است که همدلی، درست مثل هر مهارت دیگری، قابل آموزش و پرورش است. اما چون توانایی‌های شناختی و تجربه‌های زندگی کودکان با گذر زمان تغییر می‌کنند، مؤثرترین راهکارها هم بسته به سن فرزندمان متفاوت خواهند بود.

پیش از آنکه به راهکارهای عملی برسیم، بهتر است ابتدا بفهمیم اصلاً چرا همدلی این‌قدر برای رشد فرزندمان حیاتی است؛ چیزی که شاید عمق آن را کمتر از آنچه فکر می‌کنید بدانید.

اگر مایل به خرید کتاب تربیت کودک هستید اینجا کلید کنید.

هفت دلیلی که همدلی برای کودکان حیاتی است

وقتی به فرزندمان کمک می‌کنیم همدلی را بیاموزد، در واقع دریچه‌ای به روی مهارت‌ها و ظرفیت‌های مهمی در زندگی‌اش باز می‌کنیم. در ادامه به هفت دلیل کلیدی اهمیت همدلی در دوران کودکی اشاره می‌کنیم.

نخست اینکه همدلی به کودکان کمک می‌کند احساسات دیگران را تشخیص دهند. با داشتن همدلی، فرزندمان می‌تواند با اطرافیانش ارتباط برقرار کند و دنیای پیرامونش را بهتر درک کند.

دوم، همدلی حس ارتباط را در فرزندمان تقویت می‌کند. درک احساسات، مشکلات یا سختی‌های دیگران، به کودک اجازه می‌دهد خودش را با آن‌ها مرتبط بداند و احساس تنهایی نکند.

سوم، همدلی تحمل‌پذیری را در کودک تشویق می‌کند. همدلی به فرزندمان کمک می‌کند شفقت را در رفتار خود تمرین کند و بپذیرد که افرادی متفاوت از او وجود دارند، و این کاملاً طبیعی است.

چهارم، همدلی سلامت روان را ارتقا می‌دهد. درک و تمرین همدلی به کودک کمک می‌کند بهتر با موقعیت‌های استرس‌زا یا از نظر احساسی چالش‌برانگیز کنار بیاید.

پنجم، همدلی به هماهنگی در گروه اجتماعی، چه در خانواده، چه در کلاس درس و چه در جمع دوستان، کمک می‌کند. همدلی به فرزندمان اجازه می‌دهد در کنار دیگران برای رسیدن به یک هدف مشترک تلاش کند، منابع را به اشتراک بگذارد و پشتیبان دیگران باشد.

ششم، همدلی دیدگاهی منحصربه‌فرد به کودک می‌دهد. درک دیدگاه‌های متفاوت به فرزندمان کمک می‌کند خودش را با موقعیت‌ها و افراد اطرافش تطبیق دهد.

و در نهایت، هفتم اینکه همدلی به کودکان کمک می‌کند به بزرگ‌سالانی همدل تبدیل شوند. جامعه‌ی ما به افرادی نیاز دارد که بدانند چگونه از دیگران مراقبت کنند، چگونه آن‌ها را درک کنند و چگونه با مهربانی و احترام با آن‌ها رفتار کنند.

حالا که فهمیدیم همدلی چه تأثیر عمیقی بر آینده‌ی فرزندمان دارد، وقت آن رسیده به سراغ راهکارهای عملی برویم؛ راهکارهایی که با کمی توجه روزمره، می‌توانند این مهارت را در فرزندمان نهادینه کنند.

چهار راهکار عمومی برای آموزش همدلی در کودکی

پیش از پرداختن به راهکارهای متناسب با سن، چند اصل کلی وجود دارد که در هر سنی و برای هر کودکی کاربرد دارد. این اصول، پایه و اساس همه‌ی راهکارهای دیگر را شکل می‌دهند.

همدلی را الگو کنید

هر زمان که بخواهیم مهارتی را به فرزندمان بیاموزیم، باید ابتدا خودمان آن را در عمل نشان دهیم. این‌گونه، فرزندمان می‌فهمد همدلی چه شکلی دارد، چه صدایی دارد و چه حسی به همراه می‌آورد. به یاد داشته باشیم که حتی وقتی از دست فرزندمان ناراحتیم یا در حال تعیین یک پیامد برای رفتار او هستیم، همدلی را کنار نگذاریم. این کار به فرزندمان نشان می‌دهد که همدلی حتی در لحظات دشوار هم معنا دارد. هرچه کودک بیشتر همدلی دریافت کند، بیشتر یاد می‌گیرد آن را به دیگران نیز عرضه کند.

درباره‌ی احساسات صحبت کنید

به‌جای نادیده گرفتن یا سرکوب احساسات فرزندتان، آشکارا درباره‌شان گفتگو کنید. برای مثال، اگر فرزندتان از تاریکی می‌ترسد، به‌جای گفتن «چیزی برای ترسیدن وجود ندارد»، احساسش را کاوش کنید: «از تاریکی می‌ترسی؟ چه چیزی درباره‌ی تاریکی تو را می‌ترساند؟» به همین ترتیب، اگر فرزندتان از کودک دیگری خوشش نمی‌آید، به‌جای گفتن اینکه این احساس اشتباه است، بپرسید چرا این‌طور فکر می‌کند. این کار می‌تواند به گفتگویی درباره‌ی رفتار آن کودک دیگر و دلیل احتمالی آن رفتار منجر شود. هرگز فرزندتان را به خاطر احساس غم یا خشم تنبیه نکنید؛ روشن کنید که همه‌ی احساسات پذیرفته‌شده هستند و باید یاد بگیریم آن‌ها را از طریق گفتگو و بازتاب، به شکلی سالم مدیریت کنیم.

کمک کردن در خانه، جامعه یا در سطح جهانی را تمرین کنید

کمک به دیگران، مهربانی و دلسوزی را در فرزندمان پرورش می‌دهد. همچنین این کار فرصتی می‌سازد تا فرزندمان با افرادی از پیشینه‌ها، سنین و شرایط متفاوت تعامل داشته باشد، و همین موضوع نشان دادن همدلی نسبت به همه‌ی افراد را برایش آسان‌تر می‌کند.

رفتار همدلانه را تحسین کنید

وقتی فرزندتان همدلی نشان می‌دهد، آن رفتار را تحسین کنید. تمرکز روی رفتار همدلانه و تشویق آن، باعث می‌شود این رفتار در آینده بیشتر تکرار شود. تحسین را مشخص و دقیق بیان کنید؛ مثلاً به‌جای «آفرین»، بگویید «تو برای خواهرت که زانویش زخم شده بود، چسب زخم آوردی تا حالش بهتر شود؛ این کار خیلی مهربانانه و کمک‌کننده بود.»

این چهار اصل، پایه‌ی کلی آموزش همدلی هستند، اما نکته‌ی جالب اینجاست که کودکان در سنین مختلف، به شیوه‌های کاملاً متفاوتی به این مفاهیم پاسخ می‌دهند. بیایید ببینیم برای هر بازه‌ی سنی، دقیقاً چه کاری می‌توانیم انجام دهیم.

برای مطالعه بیشتر:

راهکارهای همدلی برای کودکان سه تا پنج سال

در این سن، کودکان تازه در حال یادگیری زبان احساسات هستند، پس راهکارها باید ساده، ملموس و مبتنی بر تجربه‌ی بدنی باشند.

احساسات را توصیف و نام‌گذاری کنید

به فرزندتان کمک کنید احساسات خودش و احساسات دیگران را از طریق توصیف و نام‌گذاری تشخیص دهد؛ مثلاً «به‌نظر عصبانی هستی» یا «ناراحتی؟». همچنین می‌توانید آگاهی بدنی را تقویت کنید، چون کودکان کوچک‌تر معمولاً راحت‌تر می‌توانند احساسات را از طریق حس بدنی‌شان تشخیص دهند. برای مثال بگویید «مشت‌هایت را گره کرده‌ای، پایت را کوبیدی، به‌نظر عصبانی هستی.» هرچه کودک بیشتر از احساسات خودش آگاه شود، بیشتر می‌تواند احساسات دیگران را نیز تشخیص دهد و به آن‌ها توجه کند.

داستان بخوانید

وقتی با فرزندتان داستان می‌خوانید، بپرسید شخصیت‌های داستان چه احساسی ممکن است داشته باشند. کتاب‌هایی که درباره‌ی دوستی، طرد شدن یا تفاوت با دیگران هستند، فرصت‌های عالی برای گفتگو درباره‌ی احساسات فراهم می‌کنند. می‌توانید بپرسید شخصیت داستان در ابتدای ماجرا چه حسی داشته، احساسش در طول داستان چگونه تغییر کرده، و اگر فرزندتان به‌جای آن شخصیت بود، چه حسی می‌داشت.

یک «مرکز مراقبت» بسازید

این ایده که از سوی برخی متخصصان آموزش اجتماعی-هیجانی توصیه می‌شود، می‌تواند به سادگی جعبه‌ای شامل دستمال کاغذی، چسب زخم و یک عروسک کوچک باشد. این جعبه راهی نمادین برای فرزندتان می‌سازد تا به دیگران در لحظات ناراحتی همدلی نشان دهد. برای مثال، کودک کوچک ممکن است متوجه شود مادرش ناراحت است یا حتی عطسه می‌کند، و دستمال کاغذی به او تعارف کند. این کار به فرزندتان می‌آموزد که نسبت به دیگران توجه داشته باشد و بفهمد پاسخ و اقدام او می‌تواند تأثیری مثبت بگذارد.

مهارت‌های اجتماعی را همان لحظه آموزش دهید

اگر فرزندتان اسباب‌بازی برادرش را از او می‌قاپد، بپرسید «فکر می‌کنی برادرت چه حسی دارد؟ وقتی برادرت اسباب‌بازی‌هایت را می‌گیرد، چه حسی داری؟ به صورتش نگاه کن، به‌نظر ناراحت است. به‌جای قاپیدن اسباب‌بازی، چه‌کار دیگری می‌توانستیم انجام دهیم؟» در همین لحظه می‌توانید پاسخ مناسب‌تری مانند درخواست نوبت، پیشنهاد معامله یا بازی با اسباب‌بازی دیگر در حین انتظار را آموزش دهید. یادگیری مهارت‌های اجتماعی در بطن موقعیت واقعی، بسیار آسان‌تر و ماندگارتر است.

اما وقتی فرزندمان کمی بزرگ‌تر می‌شود، دیگر این راهکارهای ساده به‌تنهایی کافی نیستند؛ باید سراغ ابزارهای پیچیده‌تری برویم که با توانایی‌های شناختی رو به رشد او همخوانی داشته باشد.

راهکارهای همدلی برای کودکان پنج تا هفت سال

در این بازه‌ی سنی، کودکان توانایی بیشتری برای بازی نمادین، مشاهده و درک تفاوت‌ها دارند، پس می‌توانیم راهکارهای فعال‌تری را وارد کنیم.

بازی حدس احساسات را انجام دهید

آموزش احساسات از طریق بازی، راهی مهم برای پرورش همدلی در کودکان است. بازی‌ها و فعالیت‌ها به فرزندتان کمک می‌کنند زبان لازم برای بیان و درک احساسات پیچیده را یاد بگیرد. برای این بازی، به‌نوبت یک احساس را با حرکات بدن اجرا کنید و دیگری حدس بزند آن احساس چیست. بعد از حدس درست، می‌توانید با پرسیدن سؤال‌هایی مثل «چه زمانی احساس غم می‌کنی؟» یا «چه چیزی وقتی ناراحتی، حالت را بهتر می‌کند؟» گفتگو را عمیق‌تر کنید.

از تصاویر استفاده کنید

ابزارهای دیداری راه دیگری برای کمک به یادگیری کودکان هستند. اگر فرزندتان در تشخیص یا نام‌گذاری احساسات مشکل دارد، تصاویری از چهره‌های غمگین، عصبانی یا شاد پیدا کنید و درباره‌شان صحبت کنید. کم‌کم می‌توانید به سراغ احساسات پیچیده‌تری مانند ترس، خجالت، ناامیدی یا سرخوردگی هم بروید. همچنین از تجربه‌های خودتان نیز مثال بزنید تا فرزندتان بفهمد حتی بزرگ‌سالان هم با احساسات بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند و این کاملاً طبیعی است.

تنوع را در آغوش بگیرید

بخش مهمی از همدلی، احترام گذاشتن به افرادی با پیشینه‌های متفاوت است. به فرزندتان فرصت بدهید با کودکانی از نژادها، پیشینه‌ها، سطوح توانایی و جنسیت‌های مختلف بازی کند. همچنین می‌توانید کتاب‌هایی بخوانید یا برنامه‌هایی تماشا کنید که کودکانی متفاوت از فرزندتان را نشان می‌دهند. به فرزندتان کمک کنید روی وجوه مشترکش با دیگران تمرکز کند.

دیگران را مشاهده کنید

درک فرزندتان از نشانه‌های غیرکلامی را با بازی «مشاهده‌ی دیگران» در مکان‌های شلوغ عمومی، مثل پارک، عمیق‌تر کنید. زبان بدن دیگران را بررسی کنید و حدس بزنید چه احساسی ممکن است داشته باشند؛ مثلاً «سر آن بچه پایین است و شانه‌هایش خمیده، فکر می‌کنم ناراحت است. یعنی چرا این‌طور احساسی دارد؟»

مرزها و محدودیت‌های سالم را آموزش دهید

با بزرگ‌تر شدن فرزندتان، مهم است که او بفهمد همدلی به معنای پذیرفتن مشکلات و نیازهای همه‌ی اطرافیانش نیست. همدلی به معنای همیشه «بله» گفتن یا کنار گذاشتن هر کاری برای کمک به دیگران نیست. برای این کار می‌توانید سه گام ساده را دنبال کنید: نخست، برای موقعیت‌های خاص از قبل برنامه‌ای بچینید؛ برای مثال اگر کودک دیگری بدون رضایت او را بغل کند، فرزندتان بتواند بگوید «این کار را دوست ندارم، لطفاً به من دست نزن». دوم، فهرستی از موقعیت‌هایی بسازید که در آن‌ها لازم است از یک بزرگ‌سال کمک بخواهد؛ مانند وقتی کودک دیگری جواب «نه» را نمی‌پذیرد یا موقعیتی خطرناک و ناراحت‌کننده پیش می‌آید. سوم، به مرزهای خود فرزندتان احترام بگذارید؛ اگر دوست ندارد قلقلکش بدهید یا او را بغل کرده و بچرخانید، این خواسته‌اش را نادیده نگیرید و بگویید «متوجه شدم، دیگر این کار را نمی‌کنم.» این کار به فرزندتان الگو می‌دهد که چگونه باید انتظار داشته باشد دیگران وقتی او «نه» می‌گوید، رفتار کنند.

با بزرگ‌تر شدن فرزندمان، همدلی دیگر فقط بازی و مشاهده نیست؛ به سطحی از پیچیدگی می‌رسد که در آن، گفتگوهای عمیق‌تر و حتی تمرین‌های ذهنی جای خود را باز می‌کنند.

راهکارهای همدلی برای کودکان هفت تا نه سال

درباره‌ی شخصیت‌های کتاب، گفتگوهای عمیق‌تری داشته باشید

کتاب‌های پیچیده‌تری بخوانید و درباره‌ی اینکه شخصیت‌ها چه فکر می‌کنند، به چه چیزی باور دارند، چه می‌خواهند و چه احساسی دارند، گفتگوی سطح بالاتری داشته باشید؛ و از فرزندتان بپرسید از کجا این را می‌دانیم. در یک پژوهش تجربی، گروهی از کودکان هفت‌ساله در برنامه‌ای مطالعاتی ثبت‌نام شدند. برخی از آن‌ها به‌طور تصادفی در گفتگوهایی درباره‌ی محتوای احساسی داستان‌هایی که می‌خواندند شرکت داده شدند، در حالی که گروه دیگر تنها نقاشی‌هایی از داستان‌ها می‌کشیدند. پس از دو ماه، کودکانی که در گفتگو شرکت کرده بودند، پیشرفت بیشتری در درک احساسات، نظریه‌ی ذهن و همدلی نشان دادند، و این نتایج مثبت تا شش ماه بعد نیز پایدار ماند. این پژوهش به‌روشنی نشان می‌دهد که صرفِ در معرض داستان بودن کافی نیست؛ گفتگو درباره‌ی احساسات پنهان در داستان است که تفاوت واقعی ایجاد می‌کند.

مدیتیشن مهرورزی و شفقت را تمرین کنید

پژوهش‌ها نشان می‌دهند حتی دو هفته تمرین مدیتیشن‌های شفقت و مهربانی می‌تواند به تغییراتی در شیمی مغز منجر شود که با افزایش رفتارهای اجتماعی مثبت، از جمله همدلی، مرتبط هستند. این تمرین‌ها همچنین احساسات مثبت و ارتباط اجتماعی را افزایش می‌دهند و به سلامت کلی نیز کمک می‌کنند. مدیتیشن مهرورزی شامل فکر کردن به عزیزان و فرستادن افکار مثبت به آن‌هاست؛ در ادامه، فرزندتان می‌تواند این افکار مثبت را به افراد خنثی‌تر در زندگی‌اش نیز گسترش دهد. عبارت‌های سنتی این تمرین چیزی شبیه به این هستند: «باشد که احساس امنیت کنی. باشد که شاد باشی. باشد که سالم باشی. باشد که با آرامش زندگی کنی». الفاظ دقیق چندان مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، ایجاد حس مهربانی و گرمی است. در تمرین شفقت، کودکان تجربه‌هایی را که در آن‌ها احساس غم یا ناراحتی داشته‌اند تجسم می‌کنند و سپس با گرمی و مراقبت با آن تجربه ارتباط برقرار می‌کنند. سپس همین تمرین را برای افراد دیگر تکرار می‌کنند؛ ابتدا برای عزیزان نزدیک، سپس برای فردی که رابطه‌ی دشواری با او دارند، و در نهایت شفقت را به کل بشریت گسترش می‌دهند.

بازی‌های تخته‌ای مشارکتی یا سازه‌های گروهی انجام دهید

پژوهش‌ها نشان می‌دهند تجربه‌های موفق همکاری، ما را به همکاری بیشتر در آینده تشویق می‌کنند. همکاری با دیگران می‌تواند فرزندتان را به ساختن روابط مثبت و پذیرش روابط بهتر در آینده ترغیب کند. این تجربه‌ها معمولاً شامل گفتگو و مذاکره هم می‌شوند، که به فرزندتان می‌آموزد دیدگاه‌های دیگران را نیز در نظر بگیرد. ساختن با لگو به‌صورت گروهی، یا بازی‌های تخته‌ای که در آن‌ها بازیکنان باید با هم برای رسیدن به هدفی مشترک همکاری کنند، نمونه‌های خوبی از این نوع فعالیت هستند.

اما شاید جالب‌ترین بخش ماجرا این باشد که وقتی فرزندمان به سنین بالاتر می‌رسد، همدلی دیگر فقط یک مهارت اجتماعی نیست؛ بلکه به ابزاری برای شکل دادن هویت و نقش او در جامعه تبدیل می‌شود.

راهکارهای همدلی برای کودکان نه تا یازده سال

ثبت‌نام در کلاس‌های بازیگری

اگر فرزندتان علاقه‌مند است، او را در کلاس‌های تئاتر یا بازیگری ثبت‌نام کنید. ایفای نقش فردی دیگر، راهی عالی برای ساختن همدلی است؛ درست همان‌طور که بازی نقش‌آفرینی به کودکان کوچک‌تر کمک می‌کند درک و دلسوزی نسبت به دیگران را پرورش دهند.

نقشه‌های همدلی بسازید

نقشه‌ی همدلی شامل چهار بخش است: احساس، فکر، گفتار و عمل. یک احساس را انتخاب کنید و با هم فکر کنید که وقتی آن احساس را دارید، چه می‌گویید، چه فکر می‌کنید و چه کاری انجام می‌دهید. برای مثال: «وقتی نگران هستم، ممکن است فکر کنم دارم اشتباهات زیادی می‌کنم یا اتفاق بدی قرار است بیفتد. زیاد می‌گویم ببخشید یا می‌گویم نمی‌توانم این کار را انجام دهم. گاهی وقتی نگرانم، اصلاً کاری انجام نمی‌دهم. کاری که می‌تواند کمکم کند این است که نفس عمیق بکشم و به خودم یادآوری کنم همه‌چیز درست خواهد شد.» اگر پیش آمد، می‌توانید به این نکته اشاره کنید که گاهی آنچه می‌گوییم یا انجام می‌دهیم، دقیقاً برعکس آن چیزی است که واقعاً احساس می‌کنیم؛ و درباره‌ی اینکه چرا این‌طور است و چگونه این موضوع به نشان دادن همدلی نسبت به دیگران مرتبط می‌شود، گفتگو کنید.

هر چه فرزندمان به آستانه‌ی نوجوانی نزدیک‌تر می‌شود، همدلی دیگر محدود به خانه و مدرسه نمی‌ماند؛ بلکه دریچه‌ای به روی دنیایی بسیار بزرگ‌تر باز می‌کند، دنیایی که او باید یاد بگیرد در آن نقشی فعال ایفا کند.

راهکارهای همدلی برای نوجوانان دوازده سال به بالا

درباره‌ی رویدادهای روز گفتگو کنید

با خواندن روزنامه، مجلات خبری یا تماشای اخبار به همراه فرزندتان، درباره‌ی رویدادهای جاری یاد بگیرید و همدلی را پرورش دهید. همچنین می‌توانید این کار را زمانی انجام دهید که فرزندتان خودش رویدادی را مطرح می‌کند. سؤال‌هایی مثل این بپرسید: افراد درگیر در این ماجرا چه احساسی ممکن است داشته باشند؟ خودت در موقعیتی مشابه چه حسی می‌داشتی؟ آیا کاری هست که بتوانیم برای کمک انجام دهیم؟

فرزندتان را به انتخاب کار داوطلبانه تشویق کنید

فرزندتان را تشویق کنید کار داوطلبانه‌ای انتخاب کند که واقعاً به آن علاقه دارد. با بزرگ‌تر شدن کودکان، آن‌ها می‌توانند نقش مستقیم‌تری در کمک به جامعه یا جامعه‌ی بزرگ‌تر ایفا کنند. حتی ممکن است بخواهند پروژه‌ها یا سازمان‌های خیریه‌ی خودشان را برای حل مسئله‌ای که نسبت به آن احساس قوی دارند، راه‌اندازی کنند. مهم است که نوجوانان فرصت کاوش دنیای فراتر از خودشان را داشته باشند.

فعالیت «روی خط راه برو» را امتحان کنید

این فعالیت برای کلاس‌های درس، اردوهای تابستانی یا هر مکانی با گروه بزرگی از نوجوانان و کودکان بزرگ‌تر مناسب است. در این بازی، یک خط نواری وسط گروه کشیده می‌شود و شرکت‌کننده‌ها رو به دو طرف آن می‌ایستند. سپس مجموعه‌ای از جملات خوانده می‌شود؛ اگر آن جمله برای فردی صادق باشد، روی خط می‌ایستد. این جملات می‌تواند شامل مواردی مثل «یکی از اعضای خانواده‌ام را از دست داده‌ام» یا «در مدرسه مورد قلدری قرار گرفته‌ام» باشد، و خودِ دانش‌آموزان نیز می‌توانند در ساختن این جملات مشارکت کنند. این فعالیت نقاط مشترک چالش‌های آن‌ها را نشان می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند بفهمند همسالانشان چه تجربه‌ها و احساساتی را از سر می‌گذرانند. در پایان فعالیت، شرکت‌کنندگان به جای خود بازمی‌گردند تا از طریق نوشتن یا گفتگو، درباره‌ی تجربه‌شان بازتاب دهند.

و شاید نکته‌ای که در پایان این مسیر طولانی بیشتر از هر چیز به چشم می‌آید، این باشد که همدلی هرگز یک مقصد ثابت نیست؛ بلکه مهارتی است که هر روز، در کوچک‌ترین لحظات زندگی مشترک ما با فرزندمان، دوباره ساخته و تقویت می‌شود.

منبع 1 منبع 2

دیدگاه شما 0 دیدگاه کاربران
امتیازدهی:
0
لطفا صبر کنید