چه چیزی تعیین می‌کند کودک چه زمانی اولین قدم‌هایش را برمی‌دارد؟

# تاریخ انتشار 1405/07/14
# 29 بازدید
# مدت زمان مطالعه 12 دقیقه
genes-and-when-a-baby-walks

زمان شروع راه‌رفتن در کودکان فقط به محیط و میزان تمرین آنها بستگی ندارد. پژوهشی روی بیش از ۷۰ هزار نوزاد نشان داده است که عوامل ژنتیکی می‌توانند حدود یک‌چهارم تفاوت بین کودکان در زمان شروع راه‌رفتن را توضیح دهند؛ با این حال، فرصت حرکت و کاوش، تغذیه مناسب و روند کلی رشد حرکتی هم اهمیت دارند.

به همین دلیل، اگر کودکی دیرتر از هم‌سن‌وسال‌هایش راه می‌رود، لزوماً به معنی وجود مشکل یا کم‌کاری والدین نیست. فراهم کردن محیطی امن برای بازی و حرکت، یکی از بهترین کارهایی است که والدین می‌توانند برای حمایت از رشد حرکتی کودک انجام دهند. فعالیت‌های آرام و متمرکزکننده مانند بازی‌های فکری نیز می‌توانند در کنار بازی‌های حرکتی، فرصت خوبی برای تعامل والد و کودک ایجاد کنند؛ به‌خصوص برای کودکانی که به حضور والدین نیاز بیشتری دارند یا هنگام جدایی بی‌قرار می‌شوند. علاقه‌مندان می‌توانند برای آشنایی با گزینه‌های متنوع، مجموعه بازی فکری کودکان را ببینند.

در ادامه، دقیق‌تر بررسی می‌کنم که ژنتیک، محیط و رشد جسمی چطور در زمان برداشتن اولین قدم‌ها با هم تعامل دارند و چه زمانی دیر راه رفتن کودک نیاز به بررسی تخصصی دارد.

نقش ژنتیک در زمان اولین قدم‌های کودک چیست؟

تا همین اواخر، وقتی صحبت از زمان راه‌رفتن کودک می‌شد، بیشتر توجه روی عوامل محیطی و تفاوت‌های فردی بود. پژوهش جدید نشان می‌دهد که این تصویر کامل نیست و ژنتیک هم نقش قابل‌توجهی دارد.

در این مطالعه، اطلاعات ژنتیکی ۷۰۵۶۰ نوزاد با تبار اروپایی بررسی شد. پژوهشگران با استفاده از تحلیل گسترده ژنومی، ۱۱ ناحیه مستقل از ژنوم را شناسایی کردند که ارتباط معناداری با سن شروع راه‌رفتن داشتند. برآورد پژوهشگران نشان داد وراثت‌پذیری این ویژگی حدود ۲۴٫۱۳ درصد است.

اما وراثت‌پذیری ۲۴ درصد دقیقاً به چه معناست؟

این عدد را نباید این‌طور تفسیر کرد که مثلاً ۲۴ درصد از زمان راه‌رفتن یک کودک توسط ژن‌ها تعیین شده و ۷۶ درصد باقی‌مانده به والدین یا محیط مربوط است. وراثت‌پذیری یک مفهوم آماری در سطح جمعیت است و نشان می‌دهد چه بخشی از تفاوت مشاهده‌شده بین افراد، در یک جمعیت مشخص، با تفاوت‌های ژنتیکی مرتبط است.

بنابراین نمی‌توان با نگاه کردن به ژن‌های یک کودک گفت او دقیقاً در ۱۰، ۱۲ یا ۱۵ ماهگی راه خواهد رفت.

اتفاقاً یکی از نکات مهم این پژوهش همین است: زمان شروع راه‌رفتن یک ویژگی پیچیده و چندعاملی است و تعداد زیادی تغییر ژنتیکی کوچک در کنار عوامل محیطی و رشدی مختلف روی آن اثر می‌گذارند. پژوهشگران برآورد کردند حدود ۱۱۹۰۰ تغییر ژنتیکی می‌توانند بخش عمده وراثت‌پذیری این ویژگی را توضیح دهند؛ بنابراین با یک «ژن راه‌رفتن» واحد روبه‌رو نیستیم.

ژن‌های مرتبط با راه‌رفتن چه چیزی درباره رشد مغز نشان می‌دهند؟

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این پژوهش این است که موضوع فقط عضلات پا و توانایی حفظ تعادل نیست.

پژوهشگران میان عوامل ژنتیکی مرتبط با زمان شروع راه‌رفتن و برخی ویژگی‌های مربوط به رشد مغز ارتباط پیدا کردند. یکی از نواحی شناسایی‌شده، یعنی ناحیه‌ای مرتبط با ژن آر‌بی‌ال۲، با میزان فعالیت یک ژن در بافت مغز ارتباط داشت. همچنین زمان شروع راه‌رفتن از نظر ژنتیکی با برخی ویژگی‌های مربوط به چین‌خوردگی قشر مغز ارتباط نشان داد.

این یافته مهم است، چون راه‌رفتن فقط یک حرکت مکانیکی نیست. کودک برای برداشتن قدم مستقل باید بتواند اطلاعات حسی را دریافت کند، وضعیت بدنش را کنترل کند، تعادلش را حفظ کند، حرکت اندام‌ها را هماهنگ کند و برای رسیدن به هدف، حرکاتش را تنظیم کند.

بنابراین زمانی که پژوهشگران از ارتباط میان زمان شروع راه‌رفتن و رشد مغز صحبت می‌کنند، منظورشان این نیست که «زودتر راه رفتن یعنی مغز بهتر» یا «دیرتر راه رفتن یعنی رشد مغز ضعیف‌تر». چنین نتیجه‌ای از این پژوهش به دست نمی‌آید.

اتفاقاً یافته‌ها پیچیده‌تر از این هستند و نشان می‌دهند بعضی از تفاوت‌های ژنتیکی که با دیرتر شروع شدن راه‌رفتن ارتباط دارند، هم‌زمان با ویژگی‌هایی مرتبط با عملکرد شناختی و میزان تحصیلات در سال‌های بعد هم هم‌پوشانی ژنتیکی دارند.

آیا دیرتر راه رفتن می‌تواند نشانه رشد شناختی بهتر باشد؟

این قسمت از پژوهش احتمالاً بیشترین سوءبرداشت را ایجاد می‌کند.

در تحلیل پژوهشگران، سن شروع راه‌رفتن از نظر ژنتیکی با میزان تحصیلات و عملکرد شناختی همبستگی مثبت داشت. به زبان ساده‌تر، برخی از تفاوت‌های ژنتیکی مرتبط با دیرتر شروع شدن راه‌رفتن، با تفاوت‌های ژنتیکی مرتبط با عملکرد شناختی و میزان تحصیلات نیز هم‌پوشانی داشتند.

اما این موضوع اصلاً به این معنی نیست که اگر کودک دیرتر راه برود، حتماً باهوش‌تر خواهد شد یا اگر زود راه برود، در آینده عملکرد تحصیلی ضعیف‌تری خواهد داشت.

این نوع پژوهش درباره ارتباط‌های ژنتیکی در سطح جمعیت صحبت می‌کند، نه پیش‌بینی سرنوشت یک کودک. حتی در خود پژوهش هم تأکید شده که تقریباً نیمی از تغییرات ژنتیکی مشترک با عملکرد شناختی و پیشرفت تحصیلی، جهت اثر یکسانی نداشته‌اند. بنابراین نمی‌توان از این یافته یک رابطه علت و معلولی ساده ساخت.

به همین دلیل، من این نتیجه را بیشتر به‌عنوان یک سرنخ علمی مهم درباره پیچیدگی رشد کودک می‌بینم، نه معیاری برای قضاوت درباره توانایی ذهنی یک کودک.

آیا زمان راه‌رفتن با بیش‌فعالی و نقص توجه ارتباط دارد؟

پژوهش همچنین یک همبستگی ژنتیکی بین زمان شروع راه‌رفتن و اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه پیدا کرد. این ارتباط از نظر آماری معنادار بود، اما اندازه آن متوسط و محدود بود.

این تفاوت خیلی مهم است.

یعنی نمی‌توان گفت کودکانی که زودتر راه می‌روند، در آینده به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه مبتلا می‌شوند. به همان اندازه هم نمی‌توان گفت کودکی که دیرتر راه می‌رود، احتمالاً در آینده به این اختلال مبتلا نخواهد شد.

آنچه پژوهش نشان می‌دهد این است که بخشی از عوامل ژنتیکی مرتبط با زمان شروع راه‌رفتن، با عوامل ژنتیکی مرتبط با این اختلال هم‌پوشانی دارند. خود پژوهشگران نیز این ارتباط را یک هم‌پوشانی ژنتیکی نسبتاً محدود می‌دانند، نه یک رابطه قطعی بین راه‌رفتن زودهنگام و اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه.

پس اگر کودک شما زود راه رفته یا هنوز راه نمی‌رود، نباید از همین یک نشانه درباره وضعیت آینده شناختی یا رفتاری او نتیجه‌گیری کرد.

محیط زندگی چطور روی زمان راه‌رفتن کودک اثر می‌گذارد؟

اینکه ژنتیک نقش دارد، به این معنی نیست که محیط بی‌اهمیت است.

کودک برای اینکه مهارت راه‌رفتن را یاد بگیرد، باید فرصت حرکت کردن داشته باشد. اگر بیشتر ساعات روز در آغوش، صندلی، تاب یا محیط‌های محدودکننده حرکت بگذراند، فرصت کمتری برای تمرین طبیعی حرکات، تغییر وضعیت بدن، حفظ تعادل و تقویت عضلات خواهد داشت.

مایکل گلیزر، متخصص اطفال، نیز بر اهمیت فراهم کردن فضای امن برای حرکت و کاوش تأکید کرده است. کودک در یک محیط امن و نسبتاً باز می‌تواند خودش به سمت اسباب‌بازی حرکت کند، تلاش کند از زمین بلند شود، به وسایل تکیه دهد، تعادلش را امتحان کند و بارها حرکت‌هایی را که هنوز برایش دشوار هستند تکرار کند.

این تکرارها بخشی از فرایند یادگیری حرکتی هستند.

کودک برای یادگیری راه‌رفتن لزوماً به «تمرین رسمی» نیاز ندارد.

بخش مهمی از یادگیری از همان بازی کردن، غلت زدن، نشستن، چهار دست‌وپا رفتن، بلند شدن، ایستادن، چرخیدن و تلاش برای رسیدن به اشیا اتفاق می‌افتد.

حتی اگر کودک برای رسیدن به اسباب‌بازی کمی تقلا کند، همیشه لازم نیست والدین فوراً آن را به دستش برسانند. تلاش برای حل این مسئله به کودک فرصت می‌دهد خودش حرکت کند، وزن بدنش را جابه‌جا کند و از عضلاتش استفاده کند.

البته این موضوع فقط زمانی قابل توصیه است که محیط کاملاً امن باشد و کودک در معرض خطر سقوط یا برخورد با وسایل خطرناک نباشد.

تغذیه چه نقشی در شروع راه‌رفتن کودک دارد؟

برای حرکت کردن، کودک به انرژی و توان عضلانی کافی نیاز دارد. به همین دلیل تغذیه مناسب هم بخشی از تصویر کلی رشد حرکتی است.

سوءتغذیه می‌تواند با کاهش انرژی، کاهش مشارکت کودک در محیط، ضعف عضلانی و کاهش استقامت همراه باشد و طبیعتاً وقتی کودک انرژی یا توان کافی برای حرکت ندارد، فرصت و ظرفیت کمتری برای تمرین مهارت‌های حرکتی خواهد داشت.

اما نباید از این موضوع نتیجه گرفت که مصرف یک غذای خاص باعث می‌شود کودک زودتر راه برود.

تغذیه مناسب بیشتر نقش فراهم کردن بستر طبیعی رشد را دارد. کودک به دریافت کافی انرژی و مواد مغذی متناسب با سن خود نیاز دارد، اما زمان دقیق اولین قدم‌ها را نمی‌توان با یک ماده غذایی، مکمل یا برنامه تمرینی مشخص تعیین کرد.

آیا زود راه رفتن یعنی رشد حرکتی بهتر؟

نه لزوماً.

یکی از اشتباهات رایج این است که اولین قدم کودک را به‌عنوان مسابقه در نظر بگیریم. مثلاً اگر کودک دیگری در ۱۰ ماهگی راه رفته باشد و کودک ما در ۱۳ ماهگی هنوز راه نرود، ممکن است احساس کنیم از برنامه عقب افتاده است.

در حالی که رسیدن زودتر به یک مرحله رشدی لزوماً به معنی تسلط بهتر یا توانایی نهایی بیشتر نیست.

رشد حرکتی یک فرایند پیوسته است و سرعت رسیدن کودکان به مراحل مختلف می‌تواند تفاوت زیادی داشته باشد. حتی پژوهش دانشگاه ساری نیز تأکید می‌کند که زمان شروع اولین قدم‌ها در کودکان دامنه گسترده‌ای دارد و تفاوت زمانی به‌تنهایی نباید باعث نگرانی والدین شود.

به همین دلیل، بهتر است به جای مقایسه کودک با هم‌سن‌وسال‌هایش، روند پیشرفت خودش را دنبال کنیم.

کودکی که هنوز مستقل راه نمی‌رود اما می‌تواند خودش بنشیند، بایستد، وزنش را روی پاها تحمل کند و در حالی که به وسایل تکیه دارد حرکت کند، از نظر روند حرکتی وضعیت متفاوتی با کودکی دارد که در چندین مرحله حرکتی پایه هم پیشرفت نکرده است.

این تفاوت برای ارزیابی پزشک اهمیت زیادی دارد.

کودک معمولاً چه زمانی شروع به راه رفتن می‌کند؟

برای اولین قدم‌ها یک سن دقیق و یکسان برای همه کودکان وجود ندارد.

در منابع مختلف، بازه‌های متفاوتی برای شروع راه‌رفتن گزارش شده است. در مطالعه دانشگاه ساری، پژوهشگران اشاره کرده‌اند که اولین قدم کودک می‌تواند در بازه‌ای بسیار گسترده، حدود ۸ تا ۲۴ ماهگی، اتفاق بیفتد.

از طرف دیگر، در منابع بالینی بازه‌های محدودتری برای میانگین یا مراحل مورد انتظار رشد حرکتی استفاده می‌شود. بنابراین نباید «میانگین» را با «مرز طبیعی و غیرطبیعی» یکی دانست.

این نکته برای والدین خیلی مهم است. مثلاً اینکه تعداد زیادی از کودکان در حوالی یک‌سالگی شروع به راه رفتن می‌کنند، به این معنی نیست که کودکی که در یک‌سالگی هنوز راه نرفته الزاماً دچار تأخیر رشدی است.

در عین حال، «طبیعی بودن تفاوت‌ها» هم به این معنی نیست که هر تأخیر حرکتی را باید نادیده گرفت.

از کجا بفهمیم دیر راه رفتن نیاز به بررسی دارد؟

مهم‌ترین موضوع فقط این نیست که کودک هنوز راه نمی‌رود؛ باید دید در سایر مهارت‌های حرکتی چه وضعیتی دارد و آیا در طول زمان در حال پیشرفت است یا نه.

طبق معیارهای فعلی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا، راه رفتن بدون گرفتن دست فرد دیگر یا وسیله‌ای، یکی از مهارت‌های حرکتی مورد انتظار تا ۱۸ ماهگی است. این معیارها برای مهارت‌هایی طراحی شده‌اند که بیشتر کودکان، یعنی حداقل ۷۵ درصد آنها، تا سن مشخصی به دست می‌آورند.

در متن منبع اصلی نیز چند نشانه برای مطرح کردن موضوع با پزشک پیشنهاد شده است: اگر کودک تا ۱۲ ماهگی برای ایستادن خودش را بالا نمی‌کشد، تا ۱۵ ماهگی با کمک گرفتن از وسایل اطراف حرکت نمی‌کند یا تا ۱۸ ماهگی مستقل راه نمی‌رود، بهتر است ارزیابی پزشکی انجام شود.

این اعداد را نباید به شکل یک تشخیص قطعی در نظر گرفت. هدف آنها این است که والدین بدانند چه زمانی بهتر است موضوع را با پزشک مطرح کنند.

مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا نیز توصیه می‌کند اگر کودک یکی از نقاط عطف رشدی را به دست نیاورده، مهارتی را که قبلاً داشته از دست داده یا والدین درباره روند رشد او نگرانی دارند، نباید برای مطرح کردن نگرانی با پزشک صبر کرد.

اگر کودک نمی‌تواند راه برود اما می‌ایستد، وضعیت متفاوت است؟

بله، این تفاوت می‌تواند برای ارزیابی روند رشد حرکتی مهم باشد.

کودکی که هنوز بدون کمک راه نمی‌رود اما خودش می‌ایستد و می‌تواند با گرفتن لبه مبل یا وسایل اطراف حرکت کند، مهارت‌های حرکتی متفاوتی نسبت به کودکی دارد که هنوز توانایی ایستادن یا حرکت کردن با تکیه را هم به دست نیاورده است.

این موضوع به این معنی نیست که یکی حتماً سالم و دیگری حتماً دچار مشکل است. بلکه نشان می‌دهد ارزیابی رشد حرکتی فقط بر اساس یک مهارت انجام نمی‌شود.

پزشک معمولاً مجموعه‌ای از مهارت‌ها را در کنار سابقه رشد کودک، وضعیت جسمی و نحوه حرکت او بررسی می‌کند.

ارزیابی تأخیر در راه‌رفتن چگونه انجام می‌شود؟

اگر پزشک درباره رشد حرکتی کودک نگرانی داشته باشد، معمولاً فقط نمی‌پرسد «راه می‌رود یا نه؟».

سابقه رشد کودک بررسی می‌شود و پزشک به شکل دقیق‌تری نگاه می‌کند که کودک چگونه می‌نشیند، بلند می‌شود، می‌ایستد، وزنش را روی پاها می‌اندازد، حرکت می‌کند و از عضلات و اندام‌هایش استفاده می‌کند.

معاینه جسمی نیز بخش مهمی از این ارزیابی است.

در بعضی موارد، ویدئوهایی که والدین از حرکت طبیعی کودک در خانه گرفته‌اند می‌توانند بسیار کمک‌کننده باشند؛ چون ممکن است کودک در مطب به دلیل غریبه بودن محیط یا حضور پزشک، همان رفتاری را که در خانه دارد نشان ندهد.

این ویدئوها می‌توانند به پزشک نشان دهند کودک در محیط آشنا دقیقاً چه کارهایی را می‌تواند و نمی‌تواند انجام دهد.

رشد مهارت‌های حرکتی از کجا شروع می‌شود؟

رشد حرکتی در نوزاد به صورت تصادفی اتفاق نمی‌افتد.

معمولاً کنترل حرکتی از بخش‌های بالاتر بدن به سمت بخش‌های پایین‌تر پیش می‌رود. کودک ابتدا کنترل بیشتری روی سر پیدا می‌کند، بعد کنترل شانه‌ها و تنه بهتر می‌شود و در ادامه کنترل لگن، زانوها و پاها پیشرفت می‌کند.

به همین دلیل، توانایی راه رفتن نتیجه یک مهارت منفرد نیست؛ بلکه حاصل کنار هم قرار گرفتن چندین توانایی قبلی است.

کودک باید بتواند بدنش را در وضعیت مناسب نگه دارد، تعادلش را کنترل کند، وزنش را از یک پا به پای دیگر منتقل کند و هم‌زمان حرکت پاها را با وضعیت تنه هماهنگ کند.

به همین دلیل، نگاه کردن فقط به «اولین قدم» تصویر کاملی از رشد حرکتی کودک به ما نمی‌دهد.

آیا والدین می‌توانند کودک را وادار کنند زودتر راه برود؟

بهتر است هدف والدین «زودتر راه رفتن» نباشد؛ هدف باید فراهم کردن شرایط مناسب برای رشد طبیعی حرکت باشد.

کودک را می‌توان در محیطی امن روی زمین قرار داد تا آزادانه حرکت کند، اسباب‌بازی‌ها را در فاصله‌ای مناسب قرار داد تا برای رسیدن به آنها تلاش کند و فرصت کافی برای بازی و جابه‌جایی در اختیارش گذاشت.

اما تفاوت مهمی بین «فراهم کردن فرصت حرکت» و «وادار کردن کودک به راه رفتن» وجود دارد.

اگر کودک هنوز آمادگی لازم را ندارد، کشیدن دست‌هایش برای راه بردن یا مقایسه دائمی او با کودکان دیگر قرار نیست روند رشدش را به شکل معناداری تغییر دهد.

آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که کودک فرصت داشته باشد مهارت‌های مورد نیاز را به شکل طبیعی تمرین کند.

چرا مقایسه زمان راه‌رفتن کودکان می‌تواند گمراه‌کننده باشد؟

چون دو کودک می‌توانند از نظر زمان رسیدن به یک مرحله کاملاً متفاوت باشند، در حالی که هر دو مسیر رشد طبیعی خودشان را طی می‌کنند.

یکی ممکن است بسیار فعال باشد و زودتر تمایل به حرکت پیدا کند. دیگری ممکن است مدت بیشتری روی مهارت‌هایی مثل نشستن، ایستادن یا دست‌ورزی تمرکز کند و بعد ناگهان در مدت کوتاهی پیشرفت زیادی در راه‌رفتن نشان دهد.

یافته‌های ژنتیکی جدید دقیقاً اهمیت همین تفاوت‌های فردی را بیشتر نشان می‌دهند. اگر بخشی از تفاوت زمان شروع راه‌رفتن به تفاوت‌های ژنتیکی مربوط باشد، نمی‌توان انتظار داشت همه کودکان دقیقاً طبق یک جدول زمانی حرکت کنند.

پس مقایسه کودک با فرزند فامیل، همسایه یا همکلاسی آینده‌اش معیار علمی مناسبی برای ارزیابی رشد نیست.

آیا پژوهش جدید یعنی تأخیر در راه‌رفتن دیگر مهم نیست؟

اصلاً.

این شاید مهم‌ترین نکته‌ای باشد که باید از این پژوهش برداشت کرد.

پژوهش نشان می‌دهد ژنتیک می‌تواند بخشی قابل‌توجه از تفاوت زمان راه‌رفتن کودکان را توضیح دهد، اما این یافته جایگزین ارزیابی پزشکی نمی‌شود.

اگر کودک به یک مرحله حرکتی نمی‌رسد، مهارتی را که قبلاً داشته از دست می‌دهد یا مجموعه‌ای از نشانه‌های تأخیر حرکتی دیده می‌شود، همچنان باید موضوع با پزشک مطرح شود.

در واقع، ارزش این پژوهش بیشتر در این است که دید ما را نسبت به علت تفاوت بین کودکان گسترده‌تر می‌کند. ممکن است کودکی دیرتر راه برود نه به این دلیل که والدین او اشتباه کرده‌اند و نه لزوماً به دلیل وجود یک مشکل پزشکی، بلکه تا حدی به دلیل تفاوت‌های زیستی و ژنتیکی طبیعی بین افراد.

از طرف دیگر، محیط همچنان اهمیت خودش را دارد و کودک باید فرصت کافی برای حرکت، بازی، کاوش و تقویت طبیعی مهارت‌های حرکتی داشته باشد.

یافته‌های ژنتیکی این پژوهش چه کاربردی برای پزشکان دارد؟

زمان شروع راه‌رفتن یکی از نقاط عطفی است که در ارزیابی رشد کودک مورد توجه قرار می‌گیرد.

حالا که پژوهشگران ارتباط‌های ژنتیکی بیشتری را در این زمینه شناسایی کرده‌اند، اطلاعات جدید می‌تواند در آینده به درک بهتر تفاوت‌های رشد حرکتی کمک کند.

البته هنوز فاصله زیادی بین «پیدا کردن ارتباط ژنتیکی» و «استفاده از آن برای تشخیص فردی» وجود دارد.

حتی در همین پژوهش، امتیازهای ژنتیکی مورد استفاده برای پیش‌بینی زمان شروع راه‌رفتن، در نمونه‌های خارج از گروه اصلی فقط توانستند بخش کوچکی از تفاوت‌ها را پیش‌بینی کنند؛ حدود ۳ تا ۵٫۶ درصد. بنابراین این نتایج فعلاً ابزاری برای پیش‌بینی دقیق زمان راه‌رفتن یک کودک نیستند.

این مسئله نشان می‌دهد که رشد کودک بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را با چند نشانگر ژنتیکی یا یک عامل منفرد توضیح داد.

چرا اولین قدم کودک را باید بخشی از کل روند رشد دید؟

راه رفتن یک نقطه مهم در رشد کودک است، اما یک اتفاق مستقل و جدا از سایر مهارت‌ها نیست.

توانایی کنترل سر، نشستن، جابه‌جایی بدن، ایستادن، تحمل وزن، حفظ تعادل و هماهنگی حرکات همگی در نهایت به کودک کمک می‌کنند به راه‌رفتن مستقل برسد.

از طرف دیگر، رشد مغز، ویژگی‌های بدنی، سطح فعالیت، ژنتیک، تغذیه و فرصت تعامل با محیط همگی در این مسیر نقش دارند.

پژوهش جدید دانشگاه ساری یک قطعه مهم از این پازل را اضافه کرده است: تفاوت ژنتیکی بین کودکان بخشی از تفاوت زمان اولین قدم‌ها را توضیح می‌دهد. این یافته به والدین یادآوری می‌کند که زمان راه‌رفتن کودک لزوماً چیزی نیست که بتوانند با تمرین بیشتر یا کمتر آن را کنترل کنند.

در عین حال، نقش والدین همچنان مهم است؛ نه برای تعیین یک تاریخ مشخص برای اولین قدم، بلکه برای فراهم کردن محیطی امن، تغذیه مناسب و فرصت کافی برای حرکت و کشف کردن.

اگر کودک روند رشد خودش را طی می‌کند، تفاوت چند ماهه با یک کودک دیگر به‌تنهایی دلیل مناسبی برای نگرانی نیست. اما وقتی یک مهارت مهم حرکتی تا زمان مورد انتظار به دست نیامده، یا روند رشد متوقف شده و به‌خصوص اگر مهارتی که قبلاً وجود داشته از بین رفته باشد، بررسی توسط پزشک ارزش زیادی دارد.

 

منبع

دیدگاه شما 0 دیدگاه کاربران
امتیازدهی:
0
لطفا صبر کنید