آموزش اعضا بدن به کودک به صورت عملی با مثال

# تاریخ انتشار 1405/05/26
# 10 بازدید
# مدت زمان مطالعه 8 دقیقه
teaching-body-parts-to-children

آموزش اعضا بدن به کودک از حدود یک سال و نیم تا دو سالگی شروع می‌شود و بهترین روش برای این کار ترکیبی از لمس مستقیم، تکرار روزانه در قالب بازی و آهنگ، و استفاده از کتاب‌های تصویری ساده است؛ نه حفظ کردن اسم‌های زیاد در یک جلسه.

نکته‌ای که خیلی از والدین و مربی‌ها رعایت نمی‌کنند این است که باید اعضای بدن را از ساده‌ترین و پرکاربردترین‌ها شروع کرد و به مرور به سراغ کلمات سخت‌تر رفت، وگرنه کودک گیج می‌شود و اصلاً چیزی در ذهنش نمی‌ماند.

من در ادامه هم ترتیب دقیق آموزش، هم اشتباهاتی که معمولاً پیش میاد، و هم روش‌های عملی که واقعاً جواب می‌دهند رو با هم مرور می‌کنیم.

یک نکته دیگه هم از تجربه خودم اضافه کنم؛ اگه دنبال منبعی هستید که کنار همین بازی‌ها و آهنگ‌ها، مسیر تربیت فرزندتون رو هم کمی راحت‌تر کنه، مجموعه کتاب تربیت کودک نردبان می‌تونه گزینه خوبی باشه.

کتاب‌های این مجموعه با زبانی ساده و صمیمی نوشته شدن و هرکدوم دقیقاً یکی از همون دغدغه‌هایی رو پوشش می‌دن که هر مادری توی مسیر تربیت باهاش روبه‌رو می‌شه؛ از شکل‌گیری عادت‌های درست گرفته تا تقویت مهارت‌های اجتماعی و عاطفی بچه‌ها.

چرا آموزش اعضا بدن به کودک اینقدر اهمیت دارد؟

وقتی بچه‌ها اسم اعضای بدنشون رو یاد می‌گیرن، فقط یک سری کلمه جدید حفظ نمی‌کنن، بلکه دارن یک مهارت پایه‌ای رو شکل می‌دن که اسمش خودآگاهی بدنیه.

این خودآگاهی بعداً پایه‌ی خیلی چیزهای دیگه می‌شه؛ از توانایی توضیح دادن درد و ناراحتی («مامان، شکمم درد می‌کنه») گرفته تا فهمیدن دستورهای ساده مثل «دستت رو بذار روی سرت» یا «پاهاتو تکون بده».

از طرفی وقتی کودک بتونه دقیق بگه کجاش درد می‌کنه یا مشکل داره، هم ارتباطش با اطرافیان بهتر می‌شه و هم در موقعیت‌های حساس، مثلاً وقتی باید به کسی غیر از والدینش چیزی رو توضیح بده، امنیتش بیشتر تضمین می‌شه.

من همیشه به این نکته هم اشاره می‌کنم که یادگیری اعضای بدن یکی از اولین قدم‌های آموزش زودهنگام کودک محسوب می‌شه و معمولاً موازی با یادگیری رنگ‌ها، اعداد و حیوانات پیش می‌ره، چون همه این‌ها بخشی از دنیای نزدیک و قابل‌لمس کودک هستن.

چه زمانی باید آموزش اعضا بدن به کودک را شروع کنیم؟

بین سه تا چهار ماهگی، نوزادها برای اولین بار دست‌های خودشون رو کشف می‌کنن و باهاشون بازی می‌کنن، اما این هنوز به معنای شناخت اسم اعضای بدن نیست.

یادگیری واقعی معمولاً بین یک تا پنج سالگی به تدریج شکل می‌گیره و هر بازه سنی یک سطح مشخص از توانایی رو نشون می‌ده.

حدود یک سال و نیمگی، بچه‌ها می‌تونن یک تا سه عضو بدن رو با دستور شناسایی کنن، مثلاً وقتی می‌پرسید «دماغت کجاست؟» با انگشت اشاره می‌کنن.

بین دو تا دو سال و نیمگی، دایره لغاتشون گسترده‌تر می‌شه و اعضای پایه مثل سر، بازو، پا، دماغ، دست، دهان، چشم، گوش و کف پا رو می‌شناسن.

نکته جالب اینه که حدود پنج سالگی، بچه‌ها وقتی می‌خوان یک آدم بکشن، حداقل شش عضو بدن رو در نقاشیشون نشون می‌دن؛ یعنی این شناخت دیگه از حالت کلامی صرف فراتر رفته و وارد تصویرسازی ذهنی شده.

بین پنج تا پنج سال و نیمگی هم اعضای پیشرفته‌تری مثل آرنج، پیشانی، مژه، ابرو، زانو و مچ دست وارد دایره لغاتشون می‌شه و در همین بازه، کم‌کم کارکرد اعضا رو هم می‌فهمن؛ مثلاً می‌دونن چشم برای دیدنه، نه فقط یک اسم روی صورت.

من همیشه به کسانی که به کودکان آموزش میدن پیشنهاد می‌دم این مراحل رشد رو جدی بگیرن، چون آموزشی که برای بچه دو ساله طراحی شده، اگر دقیقاً همون آموزش رو برای بچه پنج ساله هم استفاده کنید، دیگه براش جذاب یا چالش‌برانگیز نیست.

ترتیب آموزش اعضا بدن به کودک از ساده به پیشرفته

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که در آموزش اعضای بدن اتفاق می‌افته اینه که همه چیز رو با هم و بدون ترتیب یاد می‌دن.

سطح پایه و شروع کار

بهترین نقطه شروع، اعضایی هستن که کودک هر روز باهاشون درگیره و به راحتی می‌تونه لمسشون کنه: سر، انگشت، دهان، دماغ، چشم، گوش، مو، دست، پا، ساق پا، بازو و دندان.

این کلمات هم کوتاه هستن، هم قابل نشون دادن مستقیم روی بدن خود کودک یا عروسک، و هم توی جمله‌های روزمره زیاد تکرار می‌شن.

سطح متوسط رو به بالا

بعد از اینکه اعضای پایه جا افتاد، می‌تونید بریم سراغ شست، دندان (به شکل مفرد و دقیق‌تر)، لب، زبان، گونه، انگشت پا، شونه، زانو، شکم یا تامی، گردن، پشت، باسن و انگشت کوچک.

من همیشه توصیه می‌کنم کلمات و معادل‌های محاوره‌ای شکم رو حذف نکنید، چون بچه‌ها این کلمات محاوره‌ای رو خیلی زودتر از معادل رسمی یاد می‌گیرن و باهاش راحت‌ترن.

سطح متوسط

ناف، پوست، ریش و چانه هم توی این مرحله جا می‌گیرن؛ این‌ها اعضایی هستن که کودک کمی دیرتر بهشون توجه می‌کنه، چون معمولاً پوشیده هستن یا کمتر توی بازی‌های روزمره لمس می‌شن.

سطح پیشرفته

انگشت اشاره، انگشت وسط، انگشت حلقه، مچ پا، مچ دست، آرنج، پیشانی، مژه، ابرو، سبیل، قفسه سینه، لگن، شست پا، انگشت کوچک پا، کف دست و ناخن، همگی توی این دسته قرار می‌گیرن و معمولاً بعد از پنج سالگی جا میفتن.

سطح بسیار پیشرفته

ساعد، زیر بغل، ستون فقرات، کمر، پاشنه، کف پا، ساق، ماهیچه بازو، فرق سر، چین و چروک، حلقه‌های زیر چشم، شقیقه، نرمه گوش، سوراخ بینی، مردمک، عنبیه، پلک، کتف، استخوان ترقوه، تنه بدن، دنده، ران، کمر پایینی و ناخن پا هم جزو کلماتی هستن که معمولاً حتی توی کلاس‌های زبان سطح بالا هم آموزش داده می‌شن، چون هم تخصصی هستن و هم گاهی معادل ساده و روزمره ندارن.

نکته‌ای که خودم همیشه بهش توجه می‌کنم اینه که برای هر عضو بدن، فقط یک اسم رایج انتخاب کنم و از چند معادل هم‌زمان استفاده نکنم، چون این کار ذهن کودک رو درگیر می‌کنه و یادگیری رو کندتر می‌کنه.

اشتباهات و چالش‌های رایج در آموزش اعضا بدن به کودک

خیلی از آهنگ‌ها و کتاب‌های محبوبی که برای آموزش اعضای بدن استفاده می‌شن، لزوماً بهترین گزینه از نظر آموزش نیستن.

مثلاً یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های این حوزه پر از تکرار اسم چند عضو خاصه، ولی به همون اندازه، اعضای دیگه رو اصلاً پوشش نمی‌ده و کودک فکر می‌کنه فقط همون چند تا عضو مهم هستن.

یک چالش دیگه اینه که برای یک عضو، بیش از یک اسم رایج وجود داره؛ مثل انگشت کوچک که هم می‌شه بهش «انگشت کوچیکه» گفت و هم اسم‌های محاوره‌ای دیگه.

من همیشه توصیه می‌کنم توی آموزشی که به کودک میدید، فقط یکی از این معادل‌ها رو ثابت نگه دارید تا کودک دچار سردرگمی نشه.

مشکل دیگه اینه که خیلی از کلمات مناسب سن کودک، در واقع از نظر سطح زبانی جزو کلمات پیشرفته محسوب می‌شن؛ یعنی یک کلمه محاوره‌ای و ساده که بچه‌ها راحت باهاش ارتباط برقرار می‌کنن، ممکنه از نظر آموزشی سطح بالاتری داشته باشه.

توی ترجمه هم گاهی مشکل پیش میاد؛ در خیلی از زبان‌ها کلمه «پا» و «ساق پا» یکی هستن، یا کلمه «انگشت دست» و «انگشت پا» فرقی با هم ندارن، و این باعث می‌شه وقتی آموزشتون رو بومی‌سازی می‌کنید، دقت اسم‌ها از بین بره.

بعضی از اعضای بدن هم اصلاً معادل تک‌کلمه‌ای رایج و ساده ندارن، مثل کمر پایینی که معمولاً باید با چند کلمه توضیحش داد، یا اینکه بیشتر انگشت‌های پا اسم اختصاصی ندارن و فقط با شماره یا صفت (بزرگ، کوچک) ازشون یاد می‌شه.

و در نهایت، همیشه این احتمال هست که یک کودک، یکی دو تا از اسم‌های نامناسب یا محاوره‌ای اعضای بدن رو وسط بازی یا کلاس مطرح کنه که باید از قبل براش برنامه داشته باشید و ندونستن این موضوع، مربی یا والد رو غافلگیر می‌کنه.

بهترین روش‌های آموزش اعضا بدن به کودک با آهنگ و بازی

بهترین توصیه‌ای که می‌تونم بکنم اینه که از آهنگ‌های حرکتی استفاده کنید؛ یعنی آهنگ‌هایی که هم‌زمان با خوندن، کودک اون عضو بدن رو لمس یا حرکت می‌ده.

آهنگ‌های سنتی و کلاسیک مثل سر، شونه، زانو و پا، یا آهنگ‌هایی که با چپ و راست کار می‌کنن و بازو و پا رو درگیر می‌کنن، هنوز هم از بهترین گزینه‌ها هستن، چون هم آهنگ به‌یادماندنی دارن و هم حرکت فیزیکی همراهشونه.

آهنگ‌هایی که با انگشت‌ها یا هر عضوی که کودک انگشتش رو روش می‌ذاره کار می‌کنن هم گزینه خوبی هستن، چون قابل تطبیق با هر عضو بدن هستن و می‌شه هر بار روی یک عضو جدید تمرکز کرد.

یک نکته مهمی که خودم همیشه بهش توجه می‌کنم اینه که بیشتر این آهنگ‌های سنتی، به جز یکی دو مورد، فقط چهار پنج عضو خاص مثل دست، پا، سر و بازو رو تکرار می‌کنن و بقیه اعضا رو پوشش نمی‌دن؛ پس نباید فقط به آهنگ اکتفا کرد.

برای اینکه این محدودیت رو جبران کنید، می‌تونید قبل و بعد از آهنگ، اسم اعضا رو جداگانه تمرین کنید؛ مثلاً وسط خوندن آهنگ مکث کنید و منتظر بمونید کودک خودش کلمه بعدی رو کامل کنه.

یک روش دیگه اینه که قبل یا بعد از آهنگ، دستورهای تصادفی بدید، مثل اینکه بگید «دست راست» یا «پای چپ» و کودک سریع باید اون عضو رو نشون بده؛ این کار هم تمرکز و هم دقت شناختی کودک رو بالا می‌بره.

می‌تونید کارت‌های تصویری هم کنار آهنگ استفاده کنید تا وقتی کلمه‌ای رو می‌خونید، کارت مربوطه رو نشون بدید و کودک ارتباط بین تصویر و کلمه رو بهتر بسازه.

خیلی وقت‌ها هم می‌شه کلاً کلمات آهنگ رو عوض کرد و به جای اعضای تکراری، اعضای جدیدتری جایگزین کرد تا دایره لغات کودک گسترده‌تر بشه.

یک روش که خیلی از والدین ازش غافل می‌شن، استفاده از وسایل و اکسسوری‌های واقعیه؛ مثلاً دستکش، جوراب، عینک آفتابی، گوش‌گیر و کلاه رو بدید دست کودک و ازش بخواید هر کدوم رو روی عضو درستش بذاره.

می‌تونید اول بگید «کلاه میره روی سر» یا «عینک میره روی چشم‌ها»، بعد کم‌کم برید سراغ دستور دادن، مثلاً «جوراب صورتی رو بذار روی پاهات»، و در آخر ازش بپرسید «دستکش رو کجا می‌ذاریم؟» تا خودش جواب بده.

یک بازی ساده و همیشه جواب‌ده هم پرسیدن مستقیمه؛ کافیه از کودک بخواید با انگشت اعضای بدن خودش یا حتی اعضای بدن یکی دیگه از اعضای خانواده رو نشون بده، مثلاً بپرسید «گوش بابا کجاست؟»

استفاده از کتاب و قصه برای آموزش اعضا بدن به کودک

کتاب‌های تصویری یکی از قوی‌ترین ابزارها برای تثبیت یادگیری اعضای بدن هستن، چون هم قصه دارن، هم تصویر، و هم معمولاً با ریتم و تکرار همراه‌ان.

خیلی از کتاب‌های محبوب این حوزه، در واقع نسخه تصویری همون آهنگ‌های معروف هستن و همون کلماتی رو که توی آهنگ می‌شنویم، به شکل داستان روایت می‌کنن.

کتاب‌هایی که درباره پوشیدن لباس هستن هم گزینه خوبی محسوب می‌شن؛ می‌تونید از کودک بخواید بگه لباس‌ها کجای بدن قرار می‌گیرن و اینطوری اسم اعضای بدن رو غیرمستقیم تمرین کنه.

کتاب‌هایی که درباره اجزای صورت هستن هم خیلی کاربردی‌ان، چون بچه‌ها معمولاً اول با صورت خودشون و اطرافیانشون درگیر می‌شن و این اعضا براشون ملموس‌تره.

داستان‌های ساده‌ای که درباره دست‌ها و کاربردشون صحبت می‌کنن، یا داستان‌هایی که درباره اعضای بدن یک نوزاد هستن، هم می‌تونن حس همذات‌پنداری کودک رو تحریک کنن.

قصه‌های تصویری‌ای که یک شخصیت هیولاگونه یا خیالی داره و بخش‌های صورتش گم شده و باید پیدا بشه، یا داستان‌هایی که درباره یک هیولای بامزه هستن، هم برای بچه‌های کمی بزرگ‌تر جذابیت زیادی دارن، چون عنصر بازی و کشف رو وارد یادگیری می‌کنن.

من همیشه توصیه می‌کنم وقتی کتاب می‌خونید، هر بار که به اسم یک عضو می‌رسید، مکث کنید و از کودک بخواید همون عضو رو روی بدن خودش لمس کنه؛ این کار باعث می‌شه یادگیری کلامی و حرکتی هم‌زمان اتفاق بیفته و توی حافظه بلندمدت بمونه.

بازی‌ها و فعالیت‌های خلاقانه برای تمرین اعضا بدن

یکی از بهترین بازی‌هایی که همیشه جواب می‌ده، بازی شبیه «ساده» هست؛ یعنی یک نفر دستور می‌ده و بقیه باید فقط وقتی دستور با یک عبارت خاص شروع می‌شه، اون رو اجرا کنن.

استفاده از عروسک هم فوق‌العاده کاربردیه؛ وقتی کودک با عروسک بازی می‌کنه، می‌تونید همراهش روایت کنید، مثلاً «شلوار رو بپوش پای عروسک، کلاه رو بذار سر عروسک، چشم‌های عروسک آبی هستن»، و این کار زبان رو مستقیم وارد بازی تخیلی کودک می‌کنه.

ساختن یک آدمک قابل تعویض با اجزای مختلف، مثل دماغ‌ها و سبیل‌های عجیب و غریب و کلاه‌های رنگی، بازی محبوب دیگه‌ایه که بچه‌ها عاشقشن؛ می‌تونید ازشون بخواید خودشون درخواست کنن کدوم عضو رو به آدمک اضافه کنید.

عروسک‌های پارچه‌ای یا حیوانات عروسکی‌ای که با فشار دادن هر بخششون یک صدا یا آهنگ پخش می‌کنن هم گزینه خوبیه، چون علاوه بر اعضای بدن، حروف الفبا و شمارش رو هم هم‌زمان تمرین می‌کنه.

فعالیت طراحی خط دور بدن هم یکی از فعالیت‌های مورد علاقه منه؛ یک برگه بزرگ روی زمین پهن کنید، بذارید کودک دراز بکشه و خط دور بدنش رو بکشید، بعد بذارید خودش با رنگ، لباس، مو و اکسسوری، اون طرح رو کامل کنه.

این کار هم مقایسه قد رو یاد می‌ده، هم ویژگی‌های فردی کودک رو برجسته می‌کنه، و هم یک یادگاری فوق‌العاده از دوران کودکیه که می‌شه نگهش داشت.

بازی‌های حرکتی مثل اینکه از کودک بخواید پنج بار روی یک پا بپره یا ده بار دست بزنه هم علاوه بر تقویت هماهنگی حرکتی، حس بدنی و شمارش رو تقویت می‌کنه.

ساختن یک کرم رنگی از دایره‌های کاغذی که هر بخشش نماینده یک ویژگی کودکه، مثل اسم، سن، رنگ مورد علاقه و غذای مورد علاقه، هم یک فعالیت خلاقانه دیگه‌ست که می‌شه کنارش از اعضای بدن هم به شکل نمادین استفاده کرد.

یک فعالیت ساده برای شناخت احساسات هم می‌تونه مکمل خوبی باشه؛ یک دایره رو به چند بخش با حالت‌های مختلف چهره مثل خوشحال، ناراحت و عصبانی تقسیم کنید و بذارید کودک بچرخونتش و حالت چهره‌ای که همون لحظه داره رو نشون بده؛ این کار هم اعضای صورت رو تمرین می‌کنه، هم مهارت بیان احساسات رو تقویت می‌کنه.

مراحل رشد و نقاط عطف یادگیری اعضا بدن در کودکان

فهمیدن نقاط عطف رشدی به شما کمک می‌کنه بفهمید کودک شما توی مسیر طبیعی رشد قرار داره یا نیاز به توجه بیشتر داره.

اگه کودک یک سال و نیمه شماست و هنوز حتی یکی دو تا از اعضای بدنش رو با دستور نشون نمی‌ده، جای نگرانی نیست، چون این بازه هنوز کاملاً طبیعیه، اما اگه بین دو تا دو سال و نیمگی هنوز اعضای پایه مثل سر، دست و پا رو نمی‌شناسه، بهتره با یک متخصص گفتاردرمانی مشورت کنید.

نکته‌ای که خیلی از والدین جدی نمی‌گیرن اینه که کودک قبل از اینکه بتونه اسم یک عضو رو کامل تلفظ کنه، معمولاً می‌تونه اون رو با انگشت نشون بده؛ یعنی درک و شناخت همیشه از تولید کلامی جلوتره.

هم‌زمان با اسم بردن اعضای بدن، حتماً کارکردشون رو هم توضیح بدید، چون همین موضوعیه که بین یک بچه پنج ساله و یک بچه دو ساله فرق می‌ذاره؛ بچه دو ساله فقط اسم می‌شناسه، ولی بچه پنج ساله می‌فهمه چشم برای دیدنه یا گوش برای شنیدن.

من همیشه توصیه می‌کنم به‌جای اینکه فقط اسم عضو رو بگید، همراهش کارکردش رو هم بگید، مثلاً به‌جای اینکه فقط بگید «این گوش توئه»، بگید «این گوش توئه، گوش کمک می‌کنه صدا بشنوی».

اگه کودک شما در سن مدرسه به بالا هنوز در بیان یا شناسایی اعضای بدن مشکل داره، بهتره این موضوع رو با نادیده گرفتن پیش نبرید و حتماً با یک متخصص گفتاردرمانی یا رشد کودک صحبت کنید، چون تشخیص زودهنگام همیشه راحت‌تر از جبران عقب‌افتادگی در سنین بالاتره.

نکات کاربردی من برای آموزش اعضا بدن به کودک در خانه

اگه بخوام از تجربه شخصیم بگم، بهترین نتیجه رو زمانی گرفتم که آموزش اعضای بدن رو به یک اتفاق روزمره و طبیعی تبدیل کردم، نه یک برنامه رسمی و جدا از بقیه فعالیت‌ها.

مثلاً وقتی داشتم کودک رو حمام می‌بردم یا لباسش رو عوض می‌کردم، همون لحظه اسم عضوی که داشتم لمسش می‌کردم رو با صدای بلند می‌گفتم و منتظر می‌موندم خودش هم تکرار کنه.

یک نکته که خیلی کمک می‌کنه اینه که همیشه از خود کودک به‌عنوان نقطه شروع استفاده کنید، نه از عروسک یا کتاب؛ چون بدن خودش، چیزیه که هر روز و هر لحظه لمسش می‌کنه و یادگیری روش خیلی سریع‌تر جا میفته.

از طرف دیگه، سعی کنید توی هر جلسه یادگیری فقط روی دو یا سه عضو جدید تمرکز کنید و همون‌ها رو چند بار در طول روز تکرار کنید، به‌جای اینکه یک لیست بلند از اعضای بدن رو یک‌جا معرفی کنید.

تکرار در بافت‌های مختلف هم خیلی مهمه؛ یعنی همون کلمه رو یک بار توی آهنگ، یک بار توی کتاب، و یک بار توی بازی روزمره تکرار کنید تا کودک یاد بگیره اون کلمه توی موقعیت‌های مختلف هم معتبره.

و در نهایت، صبور باشید؛ خیلی از بچه‌ها ممکنه یک عضو خاص رو چندین بار اشتباه بگن یا قاطی کنن، مثلاً آرنج و زانو رو با هم اشتباه بگیرن، و این کاملاً طبیعیه و با تکرار بیشتر برطرف می‌شه.

منبع 1

منبع 2

منبع 3

دیدگاه شما 0 دیدگاه کاربران
امتیازدهی:
0
لطفا صبر کنید