آموزش جویدن غذا به کودک مرحله به مرحله

# تاریخ انتشار 1405/05/26
# 20 بازدید
# مدت زمان مطالعه 8 دقیقه
teaching-your-child-to-chew-food

آموزش جویدن غذا به کودک از زمانی شروع می‌شود که او آمادگی خوردن غذای کمکی را دارد و برای یادگیری آن لازم نیست منتظر درآمدن دندان‌هایش بمانید. کودک به‌مرور و با تجربه غذاهای دارای بافت‌های متنوع و متناسب با توانایی‌اش یاد می‌گیرد غذا را با زبان به بخش‌های مختلف دهان ببرد، با لثه یا دندان آن را له کند و بعد ببلعد. بهترین کار این است که فقط به غذاهای کاملاً پوره‌شده اکتفا نکنید، بافت غذا را به‌تدریج تغییر دهید، هنگام غذا خوردن کنار کودک بنشینید و حرکت جویدن را به او نشان دهید و مهم‌تر از همه، فرصت کافی بدهید تا خودش غذا را در دهانش مدیریت کند. بیرون آوردن غذا، نگه داشتن آن در دهان یا کامل نجوییدن بعضی لقمه‌ها در ابتدای مسیر یادگیری می‌تواند طبیعی باشد، اما اگر کودک با وجود تمرین و گذشت زمان همچنان غذا را فقط می‌مکد یا بدون جویدن می‌بلعد، تقریباً همه غذاهای با بافت متفاوت را پس می‌زند، دائماً دهانش را بیش از حد پر می‌کند یا برای پایین دادن غذا به نوشیدنی وابسته است، بهتر است علت توسط متخصص بررسی شود.

آموزش جویدن غذا به کودک از چه زمانی باید شروع شود؟

به نظر من یکی از مهم‌ترین اشتباهاتی که در آموزش جویدن غذا به کودک دیده می‌شود این است که فکر می‌کنیم ابتدا باید مدت زیادی غذاهای کاملاً پوره‌شده بدهیم و بعد، وقتی دندان‌های کودک درآمد، تازه سراغ غذاهایی برویم که نیاز به جویدن دارند. درحالی‌که یادگیری جویدن دقیقاً یک مهارت رشدی است و کودک برای یاد گرفتن آن به تمرین نیاز دارد.

وقتی کودک آمادگی شروع غذای کمکی را پیدا می‌کند، بدن و دهان او هم وارد مرحله‌ای می‌شوند که می‌تواند به‌تدریج تجربه‌های جدیدی از غذا داشته باشد. در ماه‌های ابتدایی شروع غذای کمکی، بعضی واکنش‌ها و حرکات طبیعی دهان به کودک کمک می‌کنند تا حرکت دادن غذا و انجام الگوهای اولیه جویدن را تمرین کند.

این به این معنی نیست که هر کودک باید در یک سن مشخص و با یک روش یکسان غذا بخورد. آمادگی رشدی کودک اهمیت بیشتری از دنبال کردن یک عدد ثابت دارد. اما به‌طور کلی، به تعویق انداختن طولانی‌مدت مواجهه با بافت‌های مختلف می‌تواند فرصت تمرین را کمتر کند.

کودک با خوردن غذاهای کاملاً نرم و یکدست هم تجربه غذایی به دست می‌آورد، اما همه این غذاها او را به یک اندازه به استفاده از مهارت جویدن وادار نمی‌کنند. بسیاری از غذاهای پوره‌ای را می‌توان با مکیدن و حرکت‌های ساده دهان بلعید، بنابراین کودک برای یادگیری مهارت پیچیده‌تری مثل هماهنگی فک، زبان و حرکت دادن غذا به طرفین دهان، به تجربه بافت‌های متفاوت هم نیاز دارد.

یک نکته دیگه هم از تجربه خودم اضافه کنم؛ یادگیری جویدن و غذا خوردن فقط به این محدود نمی‌شه که کودک چه چیزی می‌خوره، بلکه آگاهی والدین درباره مراحل رشد و نیازهای کودک هم می‌تونه این مسیر رو خیلی راحت‌تر کنه. اگه دنبال منبعی هستید که در کنار موضوعات مربوط به تغذیه و رشد کودک، برای چالش‌های مختلف تربیتی هم اطلاعات کاربردی در اختیارتون بذاره، مجموعه کتاب تربیت کودک نردبان می‌تونه گزینه خوبی باشه.

کتاب‌های این مجموعه با زبانی ساده و صمیمی نوشته شدن و به دغدغه‌های مختلفی می‌پردازن که والدین در مسیر رشد و تربیت بچه‌ها باهاش روبه‌رو می‌شن؛ از شکل‌گیری عادت‌های درست و استقلال کودک گرفته تا تقویت مهارت‌های اجتماعی و عاطفی.

آموزش جویدن غذا به کودک چگونه انجام می‌شود؟

مرحله اول: مطمئن شوید کودک برای شروع غذای کمکی آماده است

قبل از اینکه هدف ما آموزش جویدن باشد، باید مطمئن شویم کودک اساساً برای خوردن غذاهای کمکی آمادگی لازم را دارد. کنترل مناسب سر و گردن، توانایی نشستن با حمایت مناسب و آمادگی رشدی برای خوردن غذا از موارد مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند.

من توصیه نمی‌کنم فقط به سن کودک نگاه کنید و براساس آن تصمیم بگیرید که حالا باید فلان نوع غذا را بخورد. دو کودک هم‌سن ممکن است از نظر مهارت‌های حرکتی و تجربه غذا خوردن در یک مرحله نباشند.

محیط غذا خوردن هم اهمیت زیادی دارد. کودک باید هنگام غذا خوردن تحت نظارت مستقیم باشد و وضعیت نشستن او به‌گونه‌ای باشد که بتواند بدن و سرش را به‌خوبی کنترل کند. آموزش جویدن نباید در شرایطی انجام شود که کودک دراز کشیده، حواسش به بازی یا صفحه‌نمایش پرت است یا کسی بدون توجه به واکنش‌هایش غذا را وارد دهان او می‌کند.

مرحله دوم: فقط به پوره‌های کاملاً یکدست اکتفا نکنید

اگر کودک فقط غذاهای کاملاً صاف، له‌شده و بدون بافت را تجربه کند، فرصت کمتری برای یادگیری مدیریت غذا در دهان خواهد داشت. این به معنی حذف ناگهانی پوره‌ها نیست؛ بلکه منظور این است که مسیر غذایی کودک نباید برای مدت طولانی روی یک بافت ثابت بماند.

دهان کودک باید تفاوت میان غذاهای مختلف را تجربه کند. غذا ممکن است نرم، کمی فیبردار، مرطوب، قابل له شدن یا نیازمند فشار بیشتر لثه باشد و هر تجربه جدید اطلاعات متفاوتی در اختیار مغز کودک قرار می‌دهد.

این تنوع به کودک کمک می‌کند کم‌کم بفهمد هر غذا در دهان چه حسی دارد، چقدر بزرگ است، با زبان چطور جابه‌جا می‌شود و برای آماده شدن جهت بلع به چه مقدار کار نیاز دارد.

البته افزایش بافت باید متناسب با توانایی کودک و با رعایت ایمنی انجام شود. قرار نیست برای آموزش جویدن، یک‌دفعه غذاهای سفت یا قطعات نامناسب در اختیار کودک قرار دهیم. هدف، ایجاد چالش قابل مدیریت است، نه ترساندن کودک یا قرار دادن او در موقعیت خطرناک.

مرحله سوم: با غذاهایی شروع کنید که کودک بتواند آن‌ها را در دهان کشف کند

برای شروع، غذاهایی که شکل خود را حفظ می‌کنند اما به اندازه کافی نرم هستند که با لثه قابل له شدن باشند، می‌توانند فرصت خوبی برای تمرین ایجاد کنند. کودک باید بتواند غذا را بگیرد، به دهان ببرد و با زبان و فک خود آن را بررسی کند.

در این مرحله، خودِ فرایند کشف کردن غذا اهمیت زیادی دارد. کودک ممکن است غذا را روی زبان نگه دارد، آن را به اطراف دهان ببرد، چند بار فشار دهد، بیرون بیاورد یا حتی دوباره همان غذا را به دهانش برگرداند.

برای یک بزرگسال شاید این رفتارها عجیب به نظر برسند، اما کودک در حال جمع‌آوری اطلاعات است. او هنوز مثل ما نمی‌داند چیزی که در دهان قرار دارد دقیقاً کجاست و چطور باید آن را مدیریت کند.

هرچه تجربه او با بافت‌های مناسب و متنوع بیشتر شود، شناخت درونی او از فضای دهان و حرکت غذا هم بهتر شکل می‌گیرد.

مرحله چهارم: به کودک فرصت بدهید غذا را خودش مدیریت کند

یکی از چیزهایی که به نظر من می‌تواند روند یادگیری را کند کند، عجله بزرگسال برای کنترل تمام فرایند غذا خوردن است. کودک یک لقمه را کمی طولانی در دهان نگه می‌دارد و ما فوراً می‌خواهیم لقمه بعدی را بدهیم، یا غذا را به سمت خاصی در دهان او هدایت کنیم، یا از او بخواهیم سریع‌تر قورت بدهد.

جویدن به تمرکز و تمرین نیاز دارد. کودک باید زمان داشته باشد تا حرکت غذا را در دهان حس کند و واکنش مناسب را پیدا کند.

اگر لقمه‌ای را بیرون می‌اندازد، همیشه لازم نیست آن را به‌عنوان شکست در نظر بگیریم. گاهی کودک متوجه می‌شود هنوز نمی‌تواند آن را مدیریت کند و با بیرون آوردن غذا، دوباره فرصت پیدا می‌کند.

همچنین ممکن است یک کودک ابتدا مقدار زیادی از یک غذا را به دهان ببرد و بعد کم‌کم یاد بگیرد چه مقدار برایش قابل مدیریت است. البته این رفتار باید با نظارت کامل همراه باشد، چون پر کردن بیش از حد دهان می‌تواند ایمنی غذا خوردن را تحت تأثیر قرار دهد.

مرحله پنجم: جویدن را جلوی کودک مدل کنید

کودکان بخش زیادی از مهارت‌هایشان را با مشاهده یاد می‌گیرند و غذا خوردن هم از این قاعده مستثنا نیست. نشستن کنار کودک و خوردن همان نوع غذای مناسب می‌تواند به او کمک کند حرکت‌های شما را ببیند.

برای آموزش، می‌توانید حرکت جویدن را کمی واضح‌تر از حالت عادی نشان دهید. دهان را باز کنید، لقمه را به‌آرامی به دهان ببرید و حرکت فک را طوری انجام دهید که کودک بتواند آن را مشاهده کند.

وقتی کودک فقط یک دستور مثل «بجو» می‌شنود، ممکن است اصلاً نداند دقیقاً چه کاری باید انجام دهد. اما وقتی حرکت را می‌بیند، یک الگوی حرکتی در اختیارش قرار می‌گیرد که می‌تواند به‌مرور از آن تقلید کند.

قرار نیست کودک بعد از چند بار مشاهده فوراً این حرکت را انجام دهد. ممکن است لازم باشد این مدل‌سازی در وعده‌های مختلف بارها تکرار شود تا کم‌کم اثر خودش را نشان دهد.

مرحله ششم: کودک را با شکل‌ها و اندازه‌های متناسب با توانایی‌اش جلو ببرید

با رشد مهارت‌های حرکتی کودک، شکل ارائه غذا هم می‌تواند تغییر کند. در مراحل ابتدایی، قطعات بزرگ‌تر و قابل گرفتن که بافت مناسبی دارند، می‌توانند فرصت خوبی برای گاز گرفتن و تمرین حرکات دهان فراهم کنند.

بعدتر، وقتی کودک توانایی برداشتن قطعات کوچک‌تر با انگشتان را بهتر پیدا می‌کند و مهارت مدیریت غذا در دهانش رشد می‌کند، می‌توان به‌تدریج سراغ شکل‌های متناسب با این مرحله رفت.

نکته مهم این است که کوچک‌تر کردن غذا همیشه به‌تنهایی به معنی مناسب‌تر یا آسان‌تر کردن آن نیست. شکل، بافت، میزان نرمی و توانایی کودک باید با هم در نظر گرفته شوند.

برای هر کودک باید بررسی شود که در حال حاضر چه نوع غذا و چه شکلی از آن را می‌تواند با ایمنی و توانایی رشدی خودش مدیریت کند.

کودک برای جویدن غذا به دندان نیاز ندارد

یکی از باورهای رایج این است که تا وقتی کودک دندان ندارد، نباید انتظار داشته باشیم بتواند غذای نیازمند جویدن را مدیریت کند. اما واقعیت این است که لثه‌های کودک می‌توانند فشار قابل توجهی ایجاد کنند و بسیاری از غذاهای مناسب را له کنند.

دندان‌های جلویی هم اساساً نقش اصلی در خرد کردن کامل غذا ندارند. کودک ممکن است با دندان‌های جلویی یک تکه از غذا جدا کند، اما فرایند له کردن و آماده کردن غذا برای بلع به همکاری بخش‌های مختلف دهان نیاز دارد.

به همین دلیل، منتظر ماندن برای درآمدن تعداد زیادی دندان به‌عنوان پیش‌شرط آموزش جویدن، رویکرد درستی نیست.

البته این موضوع به هیچ وجه به معنی مناسب بودن هر نوع غذای سفت برای کودک نیست. نداشتن نیاز به دندان با توانایی خوردن هر بافتی فرق دارد. غذا همچنان باید متناسب با سن، مرحله رشدی و توانایی کودک آماده شود.

کودک چطور یاد می‌گیرد غذا را داخل دهان جابه‌جا کند؟

جویدن فقط بالا و پایین بردن فک نیست. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این مهارت، توانایی جابه‌جا کردن غذا در داخل دهان است.

برای اینکه یک لقمه به‌خوبی آماده شود، کودک باید کم‌کم یاد بگیرد غذا را حس کند و آن را به بخشی از دهان ببرد که بتواند بهتر روی آن فشار وارد کند. زبان در این فرایند نقش بسیار مهمی دارد.

در ابتدا این هماهنگی کامل نیست. ممکن است کودک غذا را بیشتر در مرکز دهان نگه دارد، آن را با زبان له کند یا قبل از اینکه کاملاً آماده شود، برای بلع تلاش کند.

با تکرار، مغز اطلاعات بیشتری از محیط داخل دهان دریافت می‌کند. کودک کم‌کم متوجه می‌شود زبانش چه حرکتی می‌تواند داشته باشد، غذا چطور جابه‌جا می‌شود و فشار فک چه تغییری در بافت غذا ایجاد می‌کند.

من این فرایند را شبیه ساختن یک نقشه در ذهن می‌بینم؛ نقشه‌ای از فضای داخل دهان که کودک از ابتدا آن را ندارد و باید با تجربه آن را بسازد.

هر بافت مناسب، هر گاز گرفتن و هر بار جابه‌جا کردن غذا، بخشی از این تجربه را کامل‌تر می‌کند.

آموزش جویدن غذا به کودک چرا به تنوع بافت نیاز دارد؟

اگر همه غذاها یک حس تقریباً مشابه در دهان ایجاد کنند، کودک تمرین محدودی برای سازگار شدن با موقعیت‌های مختلف خواهد داشت. غذاهای مختلف به شکل متفاوتی روی زبان قرار می‌گیرند، میزان متفاوتی از فشار را نیاز دارند و با سرعت متفاوتی در دهان تغییر شکل می‌دهند.

برای همین، تنوع بافت فقط برای جلوگیری از تکراری شدن غذا نیست. بخشی از فرایند یادگیری مهارت‌های دهانی است.

کودک باید فرصت داشته باشد تفاوت میان غذاها را تجربه کند. البته تنوع نباید به معنی ارائه هم‌زمان تعداد زیادی غذای نامناسب یا عبور سریع از مرحله توانایی فعلی کودک باشد.

بهترین رویکرد، پیشرفت تدریجی است؛ یعنی هر بار تجربه‌ای جدید اضافه شود و کودک فرصت کافی برای آشنا شدن با آن داشته باشد.

اگر کودکی فقط غذاهای نرم را می‌پذیرد، فشار آوردن و مجبور کردن او به خوردن یک غذای کاملاً متفاوت معمولاً تجربه خوبی ایجاد نمی‌کند. بهتر است تغییرات با در نظر گرفتن واکنش کودک و به‌صورت مرحله‌ای انجام شوند.

اگر کودک غذا را بدون جویدن قورت می‌دهد چه کار کنیم؟

اولین نکته این است که آرامش خودمان را حفظ کنیم. دیدن اینکه کودک لقمه‌ای را بدون جویدن کامل بلعیده، می‌تواند نگران‌کننده باشد، اما هر بار چنین اتفاقی به این معنی نیست که کودک در معرض خفگی قرار دارد.

بلعیدن و خفگی یک چیز نیستند. اگر کودک می‌تواند نفس بکشد و علائم انسداد راه هوایی ندارد، موقعیت با خفگی تفاوت دارد. بااین‌حال، هدف ما این است که کودک به‌مرور مهارت مدیریت غذا را بهتر یاد بگیرد و غذا را متناسب با نیازش بجود.

اگر این اتفاق گاهی رخ می‌دهد، می‌تواند بخشی از فرایند یادگیری باشد. کودک هنوز در حال فهمیدن این موضوع است که چه زمانی غذا برای بلع آماده است.

اما اگر بعد از گذشت مدتی و با وجود تمرین، کودک تقریباً همیشه قطعات غذا را بدون جویدن می‌بلعد یا فقط آن‌ها را می‌مکد، بهتر است روی ایجاد فرصت‌های مناسب برای تمرین تمرکز کنیم.

می‌توان برای مدتی از غذاهایی استفاده کرد که کودک را بیشتر به استفاده از حرکات دهان تشویق می‌کنند، در کنار او غذا خورد و حرکت جویدن را نشان داد و به او فرصت کافی برای تمرین داد.

اگر این الگو پایدار بماند، بررسی تخصصی اهمیت پیدا می‌کند، چون گاهی مسئله فقط کمبود تمرین نیست و ممکن است عوامل حرکتی، حسی یا عملکردی دیگری هم در آن نقش داشته باشند.

اگر کودک غذا را در دهان نگه می‌دارد و بیرون می‌ریزد طبیعی است؟

در بسیاری از مراحل یادگیری، بله. بیرون ریختن غذا همیشه به معنی ناتوانی یا بدغذایی نیست.

کودک ممکن است غذا را در دهان نگه دارد چون هنوز نمی‌داند با آن چه کار کند. ممکن است چند بار آن را حرکت دهد، بخشی را بجود و بعد تصمیم بگیرد آن را بیرون بیاورد.

گاهی کودک برای درک بهتر چیزی که در دهانش قرار دارد، به بازخورد بیشتری نیاز دارد. بیرون آوردن غذا می‌تواند بخشی از همین فرایند بررسی باشد.

حتی ممکن است کودک یک لقمه را بیرون بیاورد و دوباره به دهان ببرد. تا زمانی که غذا خوردن تحت نظارت انجام می‌شود و وضعیت ایمنی رعایت شده، همه رفتارهای غیرمنتظره را نباید فوراً به‌عنوان مشکل تفسیر کرد.

نکته مهم، نگاه کردن به الگوی کلی است. اگر کودک به‌مرور پیشرفت می‌کند و با غذاها درگیر می‌شود، احتمالاً در مسیر یادگیری قرار دارد. اما اگر برای مدت طولانی هیچ پیشرفتی دیده نمی‌شود و تقریباً تمام غذاهای نیازمند جویدن را بیرون می‌ریزد یا از قرار دادن آن‌ها در دهان خودداری می‌کند، باید موضوع را جدی‌تر بررسی کرد.

اگر کودک غذا را بیش از حد در دهانش می‌گذارد چه باید کرد؟

پر کردن دهان با مقدار زیادی غذا یکی از رفتارهایی است که ممکن است در دوره یادگیری دیده شود. گاهی کودک هنوز در حال فهمیدن این موضوع است که «چه مقدار غذا زیاد است» و چه مقدار را می‌تواند هم‌زمان مدیریت کند.

در بعضی موارد هم کودک صرفاً در حال بازی و کشف غذاست. به همین دلیل، واکنش ما باید متناسب با شرایط باشد و نباید فوراً تصور کنیم که هر بار پر کردن دهان نشانه یک اختلال است.

بااین‌حال، این رفتار را نباید نادیده گرفت. وقتی کودک مقدار زیادی غذا در دهان می‌گذارد، مدیریت آن سخت‌تر می‌شود و نظارت مستقیم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

بهتر است مقدار غذایی که هم‌زمان در دسترس کودک قرار می‌گیرد متناسب با توانایی او باشد و بزرگسال با آرامش بر روند غذا خوردن نظارت کند.

اگر پر کردن بیش از حد دهان به‌طور مداوم اتفاق می‌افتد، کودک غذا را به‌خوبی نمی‌جود یا برای پایین بردن غذا دائماً به نوشیدن مایعات متکی است، بهتر است علت دقیق‌تر بررسی شود.

نوشیدن آب برای پایین دادن غذا جای جویدن را نمی‌گیرد

گاهی کودک لقمه را کامل نمی‌جود و سریع سراغ آب یا نوشیدنی می‌رود تا غذا را پایین بدهد. این کار ممکن است برای خانواده تبدیل به یک الگوی عادی شود، اما در واقع جای یادگیری جویدن را نمی‌گیرد.

اگر کودک به‌طور مداوم برای عبور دادن غذا به مایعات وابسته باشد، باید بررسی کنیم که چرا غذا را به‌خوبی مدیریت نمی‌کند. شاید لقمه برای توانایی فعلی او مناسب نیست، شاید هنوز مهارت حرکتی لازم را به دست نیاورده یا ممکن است عامل دیگری در عملکرد دهان نقش داشته باشد.

هدف این نیست که نوشیدنی را به‌عنوان یک مسئله ممنوع کنیم؛ مسئله زمانی مطرح می‌شود که کودک عملاً از مایعات به‌عنوان جایگزین جویدن استفاده کند.

وقتی این رفتار دائمی است، بهتر است به جای عادت کردن به آن، علت اصلی را پیدا کنیم.

حالت تهوع هنگام آموزش جویدن غذا به کودک چه معنایی دارد؟

یکی از واکنش‌هایی که والدین را می‌ترساند، حالت تهوع یا رفلکس گگ هنگام تمرین غذا خوردن است. کودک ممکن است هنگام مدیریت یک لقمه بزرگ‌تر، زمانی که غذا هنوز به‌خوبی کنترل نشده یا وقتی برای بلع زود اقدام می‌کند، این واکنش را نشان دهد.

گگ و خفگی یکسان نیستند و شناخت تفاوت آن‌ها اهمیت زیادی دارد. گگ یک واکنش محافظتی است که می‌تواند به خارج کردن یا جابه‌جا کردن غذایی که هنوز به‌خوبی مدیریت نشده کمک کند، درحالی‌که خفگی به انسداد راه هوایی مربوط است و یک وضعیت اورژانسی محسوب می‌شود.

با وجود این، نباید هر واکنش شدید یا مکرری را طبیعی فرض کنیم. اگر کودک به‌طور منظم هنگام یادگیری جویدن ناراحت می‌شود، دائماً حالت تهوع دارد، استفراغ می‌کند یا وعده غذایی برایش به یک تجربه پراسترس تبدیل شده، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.

آموزش جویدن قرار نیست همیشه بدون اشتباه باشد، اما نباید برای مدت طولانی با ناراحتی شدید و مداوم کودک همراه شود.

اگر کودک با وجود تمرین هنوز غذا را نمی‌جود چه کار کنیم؟

اگر کودک بعد از چند وعده هنوز مثل یک بزرگسال غذا را نمی‌جود، این موضوع به‌تنهایی جای نگرانی ندارد. یادگیری جویدن زمان می‌برد و هیچ‌کس نباید انتظار داشته باشد کودک پس از چند بار تمرین ناگهان در این مهارت کامل شود.

اما اگر چند ماه از تمرین منظم گذشته و کودک همچنان غذا را فقط می‌مکد، قطعات را کامل می‌بلعد، از گذاشتن غذا در دهان خودداری می‌کند یا هیچ پیشرفت محسوسی در مدیریت بافت‌ها ندارد، بهتر است کمک تخصصی بگیرید.

متخصص اطفال می‌تواند نقطه شروع خوبی برای بررسی وضعیت کودک باشد و در صورت نیاز، ارجاع به متخصص تغذیه و بلع کودکان یا درمانگر مناسب انجام شود.

در بعضی کودکان، مشکل جویدن فقط به کمبود تجربه مربوط نیست. عوامل حسی می‌توانند باعث شوند بعضی بافت‌ها برای کودک بسیار ناخوشایند باشند. گاهی هماهنگی عضلات دهان و صورت نیاز به بررسی دارد و در بعضی موارد هم باید عملکرد کلی دهان و عوامل مؤثر بر تغذیه کودک دقیق‌تر ارزیابی شوند.

اگر کودک دائماً دهانش را بیش از حد پر می‌کند، به‌خوبی نمی‌جود، برای پایین دادن غذا به نوشیدنی متکی است یا غذا خوردن برایش به‌طور مداوم دشوار است، بهتر است این نشانه‌ها را به‌عنوان بخشی از یک الگوی کلی ببینیم، نه یک رفتار جداگانه.

در آموزش جویدن غذا به کودک عجله نکنید

جویدن مهارتی است که از چند حرکت ساده تشکیل نشده است. کودک باید حرکت فک، زبان، حس دهان، جابه‌جایی غذا و زمان مناسب بلع را به‌مرور با هم هماهنگ کند.

به همین دلیل، اشتباه کردن در این مسیر طبیعی است. ممکن است کودک یک لقمه را بیش از حد بزرگ بردارد، آن را بیرون بیاورد، دوباره به دهان ببرد، کامل نجود یا چند بار تلاش کند تا بالاخره بفهمد با یک بافت جدید چه کار باید بکند.

به نظر من مهم‌ترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که محیطی امن برای تمرین ایجاد کنیم و به کودک اجازه دهیم مهارتش را بسازد. نه آن‌قدر سریع پیش برویم که توانایی فعلی‌اش را نادیده بگیریم و نه آن‌قدر همه‌چیز را بیش از حد نرم و ساده نگه داریم که فرصتی برای یادگیری مهارت جدید نداشته باشد.

کودک با تجربه یاد می‌گیرد. هر بار که غذای مناسب را لمس می‌کند، به دهان می‌برد، با زبان جابه‌جا می‌کند و برای مدیریت آن تلاش می‌کند، در حال تمرین یک مهارت جدید است.

اگر روند کلی پیشرفت وجود دارد، صبر و تکرار معمولاً بخش مهمی از مسیر هستند. اما اگر با وجود فرصت کافی برای تمرین، مشکل ادامه پیدا می‌کند یا غذا خوردن به‌طور مداوم با ناراحتی، استفراغ، امتناع یا دشواری جدی همراه است، بهتر است به جای ادامه دادن آزمون و خطا، علت دقیق توسط متخصص بررسی شود.

منبع 1

منبع 2

دیدگاه شما 0 دیدگاه کاربران
امتیازدهی:
0
لطفا صبر کنید