معایب پنهان والد سرگرمکننده بودن

در هر خانوادهای معمولاً یک والد هست که همیشه حاضر است بازی کند، همیشه انرژی کافی برای سروصدا و شیطنت دارد، و بچهها او را «والد باحال» خانه میدانند. اما این نقش، هرقدر هم شیرین به نظر برسد، خالی از چالش نیست. در این مقاله بررسی میکنم که والد سرگرمکنندهبودن یعنی چه، چه کسانی معمولاً این نقش را برعهده میگیرند، و مزایا و معایب واقعی این پویایی خانوادگی چیست.
اگر خودتان را در نقش والد سرگرمکننده میبینید یا شریک زندگیتان این نقش را دارد، در ادامه این مقاله راهکارهایی هم برای حفظ تعادل بین بازیگوشی و مسئولیتپذیری آوردهام تا این پویایی بهجای ایجاد فاصله در خانواده، به یک نقطه قوت تبدیل شود.
واژه «والد سرگرمکننده» معمولاً با تصوراتی همراه است؛ همان والدی که بچهها را میخنداند، همیشه انرژی بازیکردن دارد، و بهنظر میرسد در هر بازیای بهطور طبیعی مهارت دارد. شاید همین الان به فکر والدی افتاده باشید که عاشق ورود به دنیای تخیلی فرزندش است؛ و اگر خودتان آن والد سرگرمکننده نیستید، شاید حتی کمی نسبت به همسرتان که این ویژگی را دارد، دلخوری داشته باشید. یا شاید تصویر والدی به ذهنتان بیاید که از فعالیتهای بهظاهر سرگرمکننده، مثل اسکیتبورد، دیر خوابیدن، یا وقت اضافه پای صفحهنمایش، بهعنوان راهی برای نزدیکشدن به فرزندش استفاده میکند، گاهی حتی با نادیدهگرفتن کامل قوانین یا برنامههای تعیینشده توسط والد دیگر.
والد سرگرمکننده یعنی چه؟
بر اساس دیدگاه روانشناسان بالینی، والد سرگرمکنندهبودن معمولاً به معنای بلدبودن بازیگوشی و شیطنت، و آمادهبودن برای کنارگذاشتن جدیت است. این والدین خودشان را زیادی جدی نمیگیرند و نیازی به کمالگرایی احساس نمیکنند؛ میتوانند کمی خودشان را دست بیندازند و خودجوش عمل کنند.
ویژگیهای همراه این نقش: پذیرفتن سمت بازیگوش و خلاق شخصیت خود، و کنارگذاشتن برخی قوانین سختگیرانه برای لذتبردن از لحظه با فرزندان.
رفتارهای معمول والد سرگرمکننده: توانایی طبیعی برای تعامل بازیگوشانه با فرزندان، تمایل به برنامهریزی گردشهای هیجانانگیز، توانایی ورود سریع به بازی تخیلی با کودکان، و نداشتن استرس زیاد نسبت به پایبندی به برنامه یا استراتژی تربیتی مشخص.
بازیگوشی و مسئولیتپذیری در تربیت فرزند، وقتی با فعالیتهای مشترکی همراه شود که فضایی آرام و بدون فشار ایجاد میکنند، تعادل بهتری پیدا میکند. بازیهای فکری میتوانند بستری مناسب برای همین نوع لحظات باشند؛ فضایی که در آن هم سرگرمی جریان دارد و هم مرزهای والد و فرزند بهآرامی حفظ میشود. علاقهمندان به این دسته از فعالیتها میتوانند برای آشنایی با گزینههای متنوعتر، به مجموعه بازی فکری کودکان مراجعه کنند.
چه کسی معمولاً والد سرگرمکننده است؟
معمولاً پدرها بیشتر در جایگاه والد سرگرمکننده دیده میشوند، در حالی که مادر مسئول مسائل لجستیکی مثل هماهنگی قرارهای پزشکی و انجام کارهای روزمره است، موضوعی که گاهی زمان و انرژی کمتری برای بازی برایش باقی میگذارد.
نقش والد پیشفرض در این الگو: این واقعیت که مادرها معمولاً نقش «والد پیشفرض» خانواده را دارند، سهم بزرگی در تکرار این الگو دارد. البته این همیشه صادق نیست؛ برای مثال، اگر خودتان شخصیتی راحتتر و کمدغدغهتر دارید، ممکن است خودتان را در همین نقش والد سرگرمکننده ببینید. والدین تنها هم که معمولاً همه کارهای آشپزی، برنامهریزی، و مسائل اداری تربیت فرزند را خودشان انجام میدهند، شاید در مقایسه با یک بزرگتر دیگر در زندگی فرزندشان، در نقش والد سرگرمکننده دیده نشوند.
مزایای والد سرگرمکنندهبودن
توانایی بازیکردن با فرزندان، فواید زیادی به همراه دارد.
تأثیر بازیگوشی بر فضای خانه: بازیگوشی میتواند پادزهر خوبی برای استرس در خانه باشد و محیطی امن برای کودکان بسازد تا کشف کنند، خلاق باشند، احساساتشان را بیان کنند، و درگیر یادگیری شوند. وقتی کودکان آرام هستند، این آرامش زمینهساز رشد اجتماعی و هیجانی، تقویت تخیل، و مهارت حلمسئله میشود. کودکان آرامتر بهتر میتوانند افکارشان را سازماندهی کنند و تجربهها و خاطرات مثبت و ماندگاری برای خودشان بسازند.
فایده این نقش برای خود والدین: آزادکردن کودک درون، به والدین کمک میکند استرسشان کاهش یابد و ارتباط عمیقتری با فرزندشان بسازند. علاوه بر این، کودکانی که والد سرگرمکننده دارند، معمولاً احساس امنیت، ایمنی، و دوستداشتهشدن بیشتری میکنند و احتمال بیشتری دارد که در مواقع مشکل یا نگرانی، به همان والد مراجعه کنند.
معایب والد سرگرمکنندهبودن
با وجود همه این نکات مثبت، والدین سرگرمکننده در معرض خطر محوشدن مرزهای میان والد و فرزند، یا حتی مرز میان والد و دوست هستند.
اهمیت حفظ مرزها: اگرچه بلدبودن بازیگوشی و شیطنت با فرزند خوب است، حفظ مرزها بهعنوان یک بزرگتر همچنان ضروری است.
تنشهای احتمالی در خانواده: وقتی این نقش به حالت افراطی برسد و در تضاد با والد دیگری قرار بگیرد که فرزندان او را بهعنوان مجری سختگیر قوانین میبینند، میتواند تعارض و تنش در خانواده ایجاد کند. این پویایی میتواند برای کودکان گیجکننده باشد و باعث شود آنها قوانین را زیر سوال ببرند یا حتی یک والد را در برابر والد دیگر قرار دهند.
وقتی یکی از والدین در حفظ مرزها دچار مشکل شود، والد دیگر احساس میکند نقش پلیس خانه را برعهده دارد و در نقش تربیتی خودش، ناامید و تنها میماند.
اهمیت هماهنگی والدین: وقتی هر دو والد بهطور مداوم قوانین خانهای را که با هم روی آن توافق کردهاند اجرا میکنند، اعتبار بیشتری نزد فرزندانشان پیدا میکنند، و همین اعتبار باعث میشود کودکان در خانواده احساس امنیت و ثبات بیشتری داشته باشند. رفتار کودکان هم معمولاً وقتی قوانین خانه بهشکل روشن و پایدار اجرا میشود، بهبود پیدا میکند.
راهکارهایی برای سرگرمکردن بیشتر فرزندتان
چه خودتان را والد سرگرمکننده بدانید و چه نه، راههای زیادی برای لذتبردن از وقتگذرانی با فرزندتان وجود دارد؛ فقط کافی است روشی که برای خودتان جواب میدهد را پیدا کنید. اگر جزو والدینی نیستید که برنامهریزی فعالیتهای پیچیده را دوست دارند، نیازی نیست نگران این باشید که فرزندتان شما را خستهکننده بداند؛ پروژههای هنری ساده و بازیهای داخل خانه که کودکان میتوانند در آرامش خانه انجام دهند، گزینههای خوبی هستند.
شروع از علایق خودتان: گاهی سرگرمی چیزی جز درگیرکردن فرزندتان در فعالیتی که خودتان دوستش دارید نیست. اگر آشپزی یا شیرینیپزی دوست دارید، از فرزندتان بخواهید در آشپزخانه به شما کمک کند. اگر به موسیقی علاقه دارید، یک مهمانی کوچک رقص راه بیندازید. اگر عاشق کتاب هستید، چند کتاب بامزه برای خواندن مشترک پیدا کنید. هر چیزی که انتخاب میکنید، به خودتان اجازه دهید کمی آزاد باشید و ببینید فرزندتان چه واکنشی نشان میدهد.
اجازهدادن به کودک برای هدایت بازی: لحظهای وقت بگذارید و با دقت گوش دهید و مشاهده کنید، درست وقتی وارد دنیای بازی فرزندتان میشوید. از او بخواهید نقشی برای شما در نظر بگیرد یا فقط بازیاش را روایت کند، بهجای اینکه شما بازی را هدایت کنید.
امتحانکردن یک نسخه سادهتر از سرگرمی: میتوانید یک شب فیلم ساده با تنقلات، و شاید حتی یک قلعه از کوسن که خود بچهها هم در ساختنش کمک کنند، ترتیب دهید.
اعتبار به خودتان بدهید: هر روشی که برای افزودن سرگرمی به رابطهتان با فرزندتان انتخاب میکنید، فراموش نکنید که به خودتان هم اعتبار بدهید. یاد گرفتن یک مهارت جدید، یعنی همین بازیکردن با فرزندتان، فرآیندی است که شاید در ابتدا آسان نباشد، اما با گذر زمان راحتتر میشود.


