نازک نارنجی چاق و چله بود. آروارههای قوی داشت و وقتی با همبازیهايش بازی میكرد، هميشه برنده بود. ولی خيلی زودرنج بود. وقتی كسی به او میگفت چه گوشهای نازی داری، ناراحت میشد. وقتی به او میگفتند چه پاهای قوی ومحكمی داری ناراحت میشد. خلاصه از هر حرفی دلخور میشد تا اينكه ...
قصه صوتی نازک نارنجی



نیلوفر امرایی
7 دقیقه
0 نفر پسندیدهاند


دیدگاه شما 0 دیدگاه کاربران
قصه صوتی کودکانه دیگر