بازی با نوزاد؛ ۱۵ بازی ساده از تولد تا ۱۲ ماهگی
بسیاری از والدین تصور میکنند نوزاد در ماههای اول فقط میخورد و میخوابد و بازی مربوط به بعدها است، یعنی زمانی که بنشیند یا راه برود. اما بازی با نوزاد خیلی زودتر از اینها شروع میشود. از همان روزهای اول، هر نگاه، هر صدا و هر لمس آرام نوعی بازی است که مغز در حال رشد نوزاد را فعال میکند و رابطه او با والدین را محکمتر میسازد. در این مقاله ۱۵ بازی ساده مرور میشود که از تولد تا ۱۲ ماهگی، بدون وسیله گران و با همان امکانات معمول خانه قابل اجرا هستند.
بازیهایی که توجه و کنجکاوی را پرورش میدهند، فقط مخصوص سالهای مدرسه نیستند و از همان ماههای اول زندگی، فرصتی آرام برای گذراندن وقت مشترک با نوزاد میسازند. نوزادی که امروز با چشم جغجغه را دنبال میکند یا دنبال اسباببازی پنهانشده زیر پارچه میگردد، در واقع دارد پایههای همان مهارتهایی را میسازد که چند سال بعد در بازیهای فکری به کار میبرد؛ فضایی بدون فشار که کودک در آن هم فکر میکند و هم لذت میبرد. والدینی که میخواهند برای سالهای بعد هم گزینههای متنوعتری داشته باشند، میتوانند به مجموعه بازی فکری کودکان مراجعه کنند.
چرا بازی برای نوزاد فقط سرگرمی نیست
سال اول زندگی پرشتابترین دوره رشد مغز است و نوزاد بیشتر چیزهایی را که یاد میگیرد، از راه حواسش و در رابطه با شما یاد میگیرد. وقتی با او حرف میزنید و منتظر میمانید تا با صدایی جواب بدهد، یا وقتی اسباببازی را کمی دورتر میگذارید تا برای گرفتنش تلاش کند، در واقع دارید ارتباط عاطفی، زبان و مهارتهای حرکتی او را همزمان تقویت میکنید. بازی در این سن یعنی تکرار تجربههای کوچک و شاد، نه آموزش رسمی.
نکته مهم این است که برای بازی با نوزاد به اسباببازیهای پیچیده یا صفحه نمایش نیازی ندارید. مهمترین «اسباببازی» نوزاد، چهره، صدا و دستهای شماست. پژوهشها نشان دادهاند که ارتباط رودررو و واکنش بهموقع والد، بیش از هر وسیلهای به رشد زبان و احساس امنیت کودک کمک میکند. اگر درباره نقش کلی بازی در رشد بچهها کنجکاوید، مطلب اهمیت بازی در رشد کودکان را هم بخوانید.
یادتان باشد هر نوزاد سرعت رشد خودش را دارد. بازههای سنی که در ادامه میآید، راهنمایی کلی است و اگر نوزادتان کمی زودتر یا دیرتر به هر مرحله رسید، جای نگرانی نیست. اگر درباره روند رشد او سؤالی دارید، بهترین مرجع پزشک یا متخصص کودک است.
سه ماه اول؛ بازی با نگاه، صدا و لمس
نوزاد تازهمتولدشده هنوز دنیا را تار میبیند و بهترین فاصله دیدش حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر است؛ تقریباً همان فاصله صورت شما وقتی او را در آغوش گرفتهاید. برای همین اولین بازی، یعنی گفتوگوی چهرهبهچهره، سادهترین و مهمترین بازی این دوره است. صورتتان را نزدیک بیاورید، آرام حرف بزنید، اسمش را صدا کنید و حالتهای مختلف صورت مثل لبخند یا باز کردن دهان را نشانش دهید. گاهی میبینید که نوزاد سعی میکند حالت شما را تقلید کند و همین اولین قدم ارتباط اجتماعی است.
بازی دوم، نشان دادن تصاویر سیاهوسفید است. نوزاد در هفتههای اول به طرحهای پرکنتراست مثل راهراه، دایره و شطرنجی بیشتر از رنگهای ملایم توجه میکند. میتوانید چند کارت ساده با ماژیک مشکی روی مقوای سفید بکشید و کنار تخت یا جلوی چشمش نگه دارید. وقتی نگاهش را از کارت برداشت، یعنی فعلاً کافی است.
سومین بازی، زمان روی شکم است که پزشکان هم بر آن تأکید دارند. چند بار در روز و هر بار چند دقیقه، وقتی نوزاد بیدار و سرحال است، او را روی شکم بخوابانید و خودتان هم روبهرویش دراز بکشید تا انگیزه بالا آوردن سر داشته باشد. این بازی عضلات گردن و شانه را برای غلت زدن و نشستن آماده میکند. نوزاد را هیچوقت در این حالت تنها نگذارید و برای خواب همیشه به پشت بخوابانیدش.
بازی چهارم، دنبال کردن جغجغه با چشم است. جغجغه یا اسباببازی صدادار را در فاصلهای که میبیند تکان دهید و آرام از یک طرف به طرف دیگر ببرید. این کار هماهنگی چشمها و توجه شنیداری را تقویت میکند. در کنار اینها، لالایی خواندن و ماساژ ملایم دست و پا هم لحظههای آرامی میسازند که نوزاد صدا و لمس شما را با احساس امنیت پیوند بزند.
از سه تا شش ماهگی؛ دوران گرفتن و غلت زدن
حدود سه ماهگی دستها کشف تازه نوزاد میشوند. او ساعتها به انگشتهایش نگاه میکند، آنها را به دهان میبرد و کمکم یاد میگیرد چیزی را عمداً بگیرد. پنجمین بازی، یعنی دراز کردن دست به سمت اسباببازی آویزان، دقیقاً برای همین دوره است. یک اسباببازی سبک و رنگی را بالای سرش، در جایی که دستش برسد، آویزان کنید یا جلویش نگه دارید و اجازه دهید برای گرفتنش تلاش کند. لازم نیست زود کمکش کنید؛ همین تلاش، تمرین هماهنگی چشم و دست است.
بازی ششم، بازی با آینه است. نوزاد در این سن هنوز نمیداند تصویر توی آینه خودش است، اما چهرهها را دوست دارد و به تصویر خودش لبخند میزند و با آن «حرف» میزند. یک آینه نشکن کودک را در زمان روی شکم جلویش بگذارید یا او را بغل کنید و جلوی آینه بایستید و به اعضای صورتش اشاره کنید.
هفتمین بازی، گفتوگوی نوبتی با صداهای نوزاد است. وقتی صداهایی مثل «آ» و «او» درمیآورد، همان صدا را تکرار کنید و بعد ساکت شوید تا دوباره جواب بدهد. این رفتوبرگشت ساده، پایه مکالمه و نوبتگیری در گفتار است. بازی هشتم، لمس پارچهها و جنسهای مختلف است؛ تکهای حوله، ابریشم، پارچه نخی یا اسفنج تمیز را روی دست و پایش بکشید و اسم هر حس را بگویید: نرم، زبر، خنک.
در همین دوره نوزاد کمکم غلت زدن را امتحان میکند. اگر اسباببازی محبوبش را کمی کنار بدنش بگذارید، انگیزه پیدا میکند به آن سمت بچرخد. چون حالا همه چیز را به دهان میبرد، فقط وسایلی به او بدهید که تمیز باشند و آنقدر بزرگ که در دهانش جا نشوند.
شش تا نه ماهگی و کشف «پنهان و پیدا»
در این ماهها بیشتر نوزادان کمکم بدون کمک مینشینند و دستهایشان برای بازی آزاد میشود. مهمترین اتفاق ذهنی این دوره، درک «پایداری شیء» است؛ یعنی نوزاد میفهمد چیزی که از جلوی چشمش رفته، هنوز وجود دارد. برای همین بازی نهم، یعنی دالیموشه، در این سن اینقدر خندهدار و هیجانانگیز است. صورتتان را با دست یا یک پارچه بپوشانید، کمی صبر کنید و بعد با «دالی!» ظاهر شوید. همین بازی قدیمی به نوزاد یاد میدهد که شما حتی وقتی دیده نمیشوید، برمیگردید.
بازی دهم، نسخه پیشرفتهتر همین ایده است: پیدا کردن اسباببازی زیر پارچه. جلوی چشم نوزاد اسباببازیاش را زیر یک دستمال بگذارید و بگذارید خودش آن را پیدا کند. اول بخشی از اسباببازی را بیرون بگذارید و کمکم که مهارتش بیشتر شد، کامل پنهانش کنید.
یازدهمین بازی، ساز زدن با قابلمه و قاشق است. یک قابلمه کوچک یا کاسه پلاستیکی و یک قاشق چوبی بدهید و بگذارید سروصدا کند. نوزاد کشف میکند که کارهایش نتیجه دارند؛ وقتی میزند، صدا درمیآید. این همان درک «علت و معلول» است. بازی دوازدهم هم از همین جنس است: انداختن و برداشتن. نوزاد اسباببازی را از صندلی غذا پرت میکند و منتظر میماند شما برش دارید. شاید برای ما خستهکننده باشد، اما برای او آزمایشی جدی درباره جاذبه و واکنش شماست.
از حدود شش ماهگی که شروع به نشستن میکند، کتابهای مقوایی و پارچهای با تصاویر بزرگ و رنگهای روشن هم همراه خوبی برای بازیاند. ورق زدن کتاب و نشان دادن تصویرها، اولین تجربه کتابخوانی مشترک را میسازد.
نه تا دوازده ماهگی؛ بازی برای قدمهای اول
در سه ماه پایانی سال اول، نوزاد معمولاً چهاردستوپا میرود، خودش را بالا میکشد و با گرفتن مبل یا دیوار قدم برمیدارد. انگشت شست و اشاره هم حالا بهتر با هم کار میکنند و نوزاد میتواند چیزهای کوچک را بردارد. بازی سیزدهم، پر و خالی کردن و روی هم چیدن، با این مهارتها هماهنگ است. چند لیوان پلاستیکی یا ظرف در دار، یک سبد و چند توپ پارچهای کافی است تا نوزاد آنها را پر کند، خالی کند و برج کوچکی بسازد که با خوشحالی خرابش کند.
بازی چهاردهم، قِل دادن توپ است. والد و نوزاد روبهروی هم روی زمین مینشینند و توپ نرمی را به سمت هم میغلتانند. این بازی ساده هماهنگی حرکتی، دنبال کردن با چشم و حتی اولین تجربه نوبتگیری را تمرین میدهد. وقتی نوزاد شروع به ایستادن کرد، میتوان توپ را کمی دورتر انداخت تا با چهاردستوپا یا قدمهای لرزان دنبالش برود.
پانزدهمین بازی، شعرهای حرکتی و دستدستی است. شعرهای کودکانهای که با حرکت دست همراهاند، مثل دست زدن یا اشاره به اعضای بدن، هم ریتم زبان را به گوش نوزاد آشنا میکنند و هم تقلید را تقویت میکنند. در این سن بسیاری از نوزادان بایبای میکنند، به چیزها اشاره میکنند و اولین کلمهها را میگویند؛ نام بردن از هر چیزی که به آن اشاره میکنند، دایره لغات شنیداری آنها را بزرگتر میکند.
در این مرحله که نوزاد همه جای خانه را میگردد، ایمنسازی محیط اهمیت بیشتری پیدا میکند. اشیای کوچکتر از دهان، باتریهای سکهای، طناب و بند پرده باید از دسترس دور باشند. سازمان جهانی بهداشت و انجمنهای اطفال هم توصیه میکنند نوزادان در سال اول از صفحه نمایش دور بمانند و بازی واقعی جای آن را بگیرد؛ توضیح بیشتر درباره این موضوع در مطلب تاثیر صفحه نمایش بر رشد نوزاد آمده است.
نشانههای خستگی نوزاد حین بازی
بازی با نوزاد زمانی مفید است که او سرحال و آماده باشد. بهترین زمان معمولاً کمی بعد از شیر خوردن و بیدار شدن است، نه وقتی گرسنه یا خوابآلود است. نوزادان با بدنشان نشان میدهند که کافی است و توجه به این نشانهها از تحریک بیش از حد جلوگیری میکند.
روی برگرداندن و قطع کردن نگاه، خمیازه، مالیدن چشمها، قوس دادن کمر، مشت کردن دستها، بیقراری و نق زدن از رایجترین نشانههای خستگی هستند. در این حالت بهتر است بازی متوقف شود و نوزاد در آغوش، در محیطی آرامتر و کمنورتر قرار بگیرد. چند دقیقه بازی کوتاه و شاد در چند نوبت از روز، از یک جلسه طولانی و خستهکننده بسیار ارزشمندتر است.
همچنین لازم نیست والدین همه بازیها را هر روز انجام دهند. نوزاد از تکرار لذت میبرد و یک بازی ساده را بارها با هیجان تکرار میکند. مهمترین اصل، حضور آرام و واکنش گرم بزرگسال در کنار اوست.
خلاصه ۱۵ بازی به تفکیک سن
جدول زیر همه بازیهای این مقاله را همراه با مهارتی که هر کدام بیشتر تقویت میکند، یکجا نشان میدهد.
سن | بازی | مهارت اصلی |
|---|---|---|
۰ تا ۳ ماه | گفتوگوی چهرهبهچهره | ارتباط عاطفی و اجتماعی |
۰ تا ۳ ماه | تصاویر سیاهوسفید | بینایی و تمرکز |
۰ تا ۳ ماه | زمان روی شکم | قدرت گردن و شانه |
۰ تا ۳ ماه | دنبال کردن جغجغه | هماهنگی چشم و شنوایی |
۳ تا ۶ ماه | دراز کردن دست به سمت اسباببازی | هماهنگی چشم و دست |
۳ تا ۶ ماه | بازی با آینه | شناخت چهره و اجتماعی شدن |
۳ تا ۶ ماه | گفتوگوی نوبتی با صداها | پیشزمینه گفتار |
۳ تا ۶ ماه | لمس پارچههای مختلف | حس لامسه |
۶ تا ۹ ماه | دالیموشه | پایداری شیء |
۶ تا ۹ ماه | پیدا کردن اسباببازی زیر پارچه | حل مسئله |
۶ تا ۹ ماه | ساز زدن با قابلمه | علت و معلول |
۶ تا ۹ ماه | انداختن و برداشتن | علت و معلول |
۹ تا ۱۲ ماه | پر و خالی کردن و روی هم چیدن | مهارت ظریف دست |
۹ تا ۱۲ ماه | قل دادن توپ | حرکت و نوبتگیری |
۹ تا ۱۲ ماه | شعرهای حرکتی و دستدستی | زبان و تقلید |
پرسشهای رایج درباره بازی با نوزاد
از چه زمانی میتوان با نوزاد بازی کرد؟ از همان روزهای اول تولد. حرف زدن، نگاه کردن و لمس آرام، اولین بازیهای نوزاد هستند و نیازی به صبر کردن تا نشستن یا راه رفتن نیست.
روزانه چقدر باید با نوزاد بازی کرد؟ زمان مشخصی وجود ندارد. چند نوبت کوتاه چند دقیقهای در ساعتهایی که نوزاد بیدار و سرحال است کافی است. زمان روی شکم را هم میتوان از چند دقیقه شروع کرد و کمکم بیشتر کرد.
آیا نوزاد به اسباببازی گران نیاز دارد؟ نه. چهره، صدا و دستهای والدین مهمترین ابزار بازی در سال اول هستند. وسایل ساده خانه مثل قاشق چوبی، کاسه پلاستیکی و پارچه هم بهشرط ایمن بودن، بازیهای بسیار خوبی میسازند.
اگر نوزاد به بازی علاقه نشان ندهد چه باید کرد؟ شاید زمان مناسبی نباشد و نوزاد خسته، گرسنه یا بیقرار باشد. بهتر است بازی به وقت دیگری موکول شود. اگر بیتوجهی به چهرهها و صداها بهطور مداوم ادامه داشت، مشورت با پزشک کودک توصیه میشود.
