لاكی مدرسه را دوست داشت. در مدرسه با دوستانش بازی میكرد و از بازی كردن با آنها لذت میبرد. گاهی لاكی ناراحت میشد و كارهای زشتی میكرد. وقتی عصبانی میشد با دوستانش دعوا میكرد. خانم معلم از لاک پشت دانا كمک گرفت. لاک پشت دانا با لاكی صحبت كرد و به او گفت موقعی كه عصبانی میشود چه كار كند...
قصه صوتی وقتی لاکی عصبانی میشود

متين محمدی
7 دقیقه
0 نفر پسندیدهاند
دیدگاه شما 2 دیدگاه کاربران
هدیعالی بود❤️🙏
دانیال خیلی قشنگ بود 🥰🙏💋
مدیر سیستم :
🥰
قصه صوتی کودکانه دیگر













مدیر سیستم :
ممنون از توجهتون :)