قصه صوتی کودکانه
قصه صوتی نازک نارنجی

قصه صوتی نازک نارنجی

نازک نارنجی چاق و چله بود. آرواره‌های قوی داشت و وقتی با همبازی‌هايش بازی می‌كرد، هميشه برنده بود. ولی خيلی زودرنج بود. وقتی كسی به او می‌گفت چه گوش‌های نازی داری، ناراحت می‌شد. وقتی به او می‌گفتند چه پاهای قوی ومحكمی داری ناراحت می‌شد. خلاصه از هر حرفی دلخور می‌شد تا اين‌كه ...
time 7 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی باغچه‌ی پسرک

قصه صوتی باغچه‌ی پسرک

 باغچه‌ی پسرک داستان پسری است که دلش می‌خواهد همه‌ جا سبز باشد ...

time 7 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی بیمارستان که ترس ندارد

قصه صوتی بیمارستان که ترس ندارد

داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم که خوردم زمین و پایم درد گرفت. مرا بردند بیمارستان و دکتر پایم را معاینه کرد و گفت که شکسته است. از پایم عکس گرفتند و بعد هم آن را گچ گرفتند. توی بیمارستان دستگاه‌های جورواجور دیدم. بعد هم...
time 5 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی بچه فیل خوش‌ تیپ

قصه صوتی بچه فیل خوش‌ تیپ

فيلی، كه تازه با مادرش به اين شهر آمده، روز اول مدرسه كلاهی را بر سر می‌گذارد كه مادربزرگش به او هديه داده است. به اعتقاد مادربزرگ اين كلاه شانش می‌آورد، اما در مدرسه فيلی را به خاطر كلاه بزرگش مسخره می‌كنند تا اين كه...

time 10 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی سفر مرد بی‌لبخند

قصه صوتی سفر مرد بی‌لبخند

شکارچی شب‌ها در تالار افتخاراتش می‌خوابید؛ در اتاق زیرشیروانی مخصوصش که مثل موزه شلوغ و مثل تونل وحشت، ترسناک بود. دختر شکارچی از اتاق زیرشیروانی می‌ترسید، می‌گفت مثل گورستان است و برای همین در اتاق خودش، کنار عروسکش می‌خوابید. شبی شکارچی کابوس وحشتناکی دید. از خواب پرید، از پله‌ها پایین آمد و وحشت‌زده دخترش را صدا کرد. ولی اثری از او نبود جز نامه‌ای و عروسکی روی میز.
time 14 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی پلنگ آویزان به چوب‌ لباسی قسمت 2

قصه صوتی پلنگ آویزان به چوب‌ لباسی قسمت 2

شوکا همین که بیدار شد، فهمید اتفاق بدی افتاده، از رختخواب که بیرون آمد، رنگ خودش هم پرید. دوتا آدم هیکلی، کره اسب سفیدش را به زور سوار کامیون بزرگی می‌کردند...
time 15 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی پلنگ آویزان به چوب‌ لباسی قسمت 1

قصه صوتی پلنگ آویزان به چوب‌ لباسی قسمت 1

شوکا همین که بیدار شد، فهمید اتفاق بدی افتاده، از رختخواب که بیرون آمد، رنگ خودش هم پرید. دوتا آدم هیکلی، کره اسب سفیدش را به زور سوار کامیون بزرگی می‌کردند...

time 7 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی وروجک

قصه صوتی وروجک

وروجک داستان ما قدكوتاه است. دندان‌هايش هم دندان‌ گراز است. صدايش هم مثل صدای قورباغه‌ است، ولی هیچ کدام از این‌ها برایش مهم نیست. مادربزرگش به او گفته كه موقع راه رفتن سرش را بالا بگيرد و با تمام وجود لبخند بزند. ولی وقتی به مدرسه‌ی جديد رفت یکی از بچه‌ها مدام او را مسخره می‌کرد. تا این‌ که یک روز...
time 5 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی دختری که هیچ وقت اشتباه نمی‌کرد

قصه صوتی دختری که هیچ وقت اشتباه نمی‌کرد

بئاتریس دختر مرتب و منظمی بود که همه­‌ی کارهایش را درست انجام می­‌داد و هیچ کاری یادش نمی­رفت. صبح‌­ها خودش صبحانه را آماده می­‌کرد،‌ ساندویچ برادرش را درست می­‌کرد، آماده می‌­شد و به مدرسه می‌­رفت. کلی هم هوادار داشت چون همیشه جایزه­‌ی نمایش­‌های شیرین­کاری را می‌­برد. تا اینکه یک روز...

time 10 دقیقه
play بشنوید
قصه صوتی قایق شماره 5 (زندگی مردم بومی در زیستگاه‌ها)

قصه صوتی قایق شماره 5 (زندگی مردم بومی در زیستگاه‌ها)

آلما همراه مامان و بابا به سفر رفتند. به شهری دور که نه مرغ دریایی داشت و نه قایق قرمز و نه دریاچه. هوا سرد شد و پاییز گذشت و زمستان شد. برف‌های سفید همه‌جا را پوشاندند و زمین یخ بست. اما...
time 9 دقیقه
play بشنوید